محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )

22

مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )

يابسة و از انواع خلط صفرا است و آن گرم و خشك است و بر طبع نار است لهذا چون در اسهال برمىآيد در طرف مقعد لذع و لهب احساس مىشود و نزد قى او حرقت در معده و تلخى در دهن محسوس مىگردد و او امراض گرم و خشك پيدا مىسازد كه از بارد و رطب انتفاع مىيابند . [ فائده صفرا در بدن ] و فائده او آن است كه خون را لطيف كند تا بدان سبب در مسالك ضيقه خون گذر يابد و خون اگر چه به نسبت بلغم و سودا لطيف است ليكن به نسبت صفرا غليظتر است و بواسطهء اختلاط بلغم و سودا بيشتر غليظ مىگردد پس حكيم حقيقى صفرا را نيز به او مركب ساخته تا در هر عضو ضيق المسلك نافذ تواند شد جهت تغذيه . ديگر آنكه بعضى اعضا است كه در غذاى او بودن صفرا ضرور است همچون ريه زيرا كه او عضو لطيف است و غذاى عضو لطيف نيز بايد كه لطيف باشد و چون صفرا نيز لطيف است و اختلاط او بدان لازم باشد ليجعل غذاءه مناسبا له . ديگر آنكه انسان را بر قضاى حاجت خبردار كند و اين چنان باشد كه صفرا از مراره نخست بر امعاى صايم ريزد وقت حاجت و به سبب حدت و لذع و جلا رطوبت را كه بر سطح داخلى امعا واقع است جهت منع تضرر او از ثفل بزدايد پس امعا از حدت صفرا خبر يابد و قوت دافعه او بدفع آن گرايد و آدمى به تبرز توجه نمايد . و البلغم و هو بارد رطب و از انواع اخلاط بلغم است و او سردتر است بر طبع آب و دليل برد و رطوبت او آن است كه زيادتى او امراض بارد و رطب پيدا مىكند و به گرم و خشك زائل مىگردد و در مزاجها سرد و وقتهاى بارد و رطب بيشتر مىشود و از اغذيه بارد و رطب متولد مىگردد . [ فائده بلغم در بدن ] و فائدهء او آن است كه چون غذا وقتى به بدن نرسد او مستحيل به خون شود و بدل ما يتحلل گردد . ديگر آنكه اعضاء مفاصل را تر دارد تا از گرانى حركات كه مجفف است جفاف نيفتد . ديگر آنكه در غذاى بعض اعضا چون دماغ و نخاع داخل شود زيرا كه دماغ هم بلغمى مزاج است لهذا سرد و تر است و ميان غذاى و متغذى مناسبت لازم . ديگر آنكه خونرا لزوجتى مىبخشد و قوت مىدهد آن را بالتصاق باعضا . و السوداء و هي باردة يابسة و از انواع خلط سودا است و او سرد و خشك است و بر طبع زمين است و دليل بر اين كثرت تولد وى است از اغذيه بارد يابس و توليد آن امراض بارد يابس را كه منتفع شوند به گرم و تر . نزد محققين برودت بلغم بيشتر است از برودت سودا چنانچه گرمى صفرا افزونتر است از گرمى خون . [ فايده سوداء در بدن ] و فائدهء او آن است كه خون را غلظت و متانت دهد عند الحاجت يعنى نزد توقف او جهت تشبيه به‌عضو و عمل او در خون در اين وقت همچون عمل الفحه است در لين . و آنچه در فائده صفرا ذكر يافت كه خون غليظ را رقيق مىسازد تا نفوذ كند در مسالك ضيقه با اين قول كه سودا خون را غليظ مىكند منافات ندارد زيرا كه جمع اين هر دو فائده كه به هم ضداند در يك وقت مقصود نيست بلكه در وقتى حاجت به اين است و در وقت ديگر حاجت به آن و قدرت بر اين تصرفات به امر اللّه سبحانه مفوض به طبيعت است تا خون را كه مركب است از اخلاط ديگر گاهى به تأثير صفرا متأثر مىسازد و ذلك عند