محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )

2

مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )

[ مقدمه ] بسم اللّه الرّحمن الرّحيم الحمد للّه ربّ العالمين و الصّلاة و السّلام على سيّد المرسلين و على آله و أصحابه أجمعين أما بعد فقير حقير جانى محمد اكبر عرف محمد ارزانى مشهود راى صداقت انتماى تاليان « 1 » اين اوراق و طالبان اين مذاق ميگرداند كه پس از تاليف طب الاكبر و حدود الامراض اهم اغراض آن شد كه نسخه در ذكر كليات « 2 » بنحويكه حاوى قوانين و ذخيره قواعد دل‌نشين باشد بنويسد اما فرصت نمىيافت اتفاقا بعض محبان صادق الاخلاص و مخلصان كثير الاختصاص نفعهم اللّه سبحانه بهذا بتدرس قانونچه محمد بن المحمود الچغمينى كه نسخهء در غايت ايجاز و لطافت است و بنا بر سهولت حفظ مقدمات كليه اگر گويند در جنبش قانونچه باشد مىشايد اشتغال مىنمودند و برخى از ياران پارسىخوان كه بسماعت وى نيز بهره‌ور بودند درخواستند بالضرور اقدام بر شرح وى نموديم و زنگ خفا از روى آئينهء مدعا مهما امكن زدوديم هرچند شرحهاى ديگر نيز دارد امّا ترصد از جناب حكيم « 3 » اليه المرجع و المآب آنست كه نفع اين رساله اعم‌تر از همه باشد و ما توفيقى الا باللّه و از آنكه متضمن است بفوائد مرغوب و دلائل مطلوب مسمى شد به مفرح القلوب ترقب از عنايت سراسر هدايت قبوليت بخش هر ذرهء آنكه مؤلف ذره مثال بيمقدار را كمال اعتبار بخشيده مقبول نظر اعزهء جليل القدر سازد بمنه و كرمه . و اين رساله بده مقاله گفته شد المقالة الأولى في الأمور الطبيعية و هي تشتمل على خمسة فصول مقالهء اول ثابت است در امور طبيعيه يعنى احكامى كه بطبيعت منسوب است [ تعريف امور طبيعيه ] و تعريف اين امور جمهور چنين كرده‌اند كه آن مبادى است كه وجود بدن بر آن مبتنى است و قوام بدن از وى است و اگر عدم چيزى ازين‌ها فرض كنيم بدن را اصلا وجود نباشد و اين هفت امور است اركان امزجه اخلاط اعضا ارواح قوى « 4 »

--> ( 1 ) قوله تاليان جمع تالى بمعنى اسم فاعل است مشتق از تلو بالكسر قيل نعته بمعنى پس چيزى رفتن و در پى آمده است و اصطلاحا در عرف منطق بمعنى جزو ثانى قضيه شرطيه و جزو اول آن را مقدم گويند چنان كه در قضيه حمليه موضوع و محمول گويند و شرطيه مقدم و تالى خوانند و نام اسپى و قايم مقام نيز درست و اينجا كنايه از طالبان است كه در صدد تاليف اين كتاب بودند . 12 محمد مير عالم عفى عنه ( 2 ) قوله كليات اينجا مراد از كليات طرق حكمت و ابحاث آن و قواعدت و در منطق پنج كلىاند جنس چون حيوان نوع چون انسان فصل چون ناطق خاصه چون ضاحك عرض عام چون ماشى 12 م ( 3 ) قوله حكيم دانا و راست كار و خداوند همه علوم حكمت هست و اينجا مراد ازان هو الله سبحانه و جل جلاله است كه خالق مواليد ثلاثه است و مبدئ اخلاط ثلاثه چهارگانه است و مظهر عناصر اربعه و معطئ علوم حكمت است سبحانه تعالى 12 مولوى محمد مير عالم كاتب كتاب هذا ( 4 ) قوله قوى بمعنى قوت و آن پنج قسم‌اند اوّل قوت باصره دوّم قوت سامعه سوّم قوت لامسه چهارم قوت شامه پنجم قوت ذايقه و قواى طبيعى هفتند اول جاذبه دوم ماسكه سوم هاضمه چهارم غاذيه پنجم دافعه ششم ناميه هفتم مولده است فافهم 12 م