محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )
19
مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )
كه او آن را بهتر باشد و اين مشتق است از عدل در قسمت چنانچه ضبط يافت و از اينجا است كه گفته مىشود در هر نوع كه مزاج او در حق او معتدل است . سوم آنجا كه او قريب است به اعتدال حقيقى چنانچه گفته مىشود كه جلد اعدل اعضا است . چهارم آنجا كه چون وارد بدن شود و از حرارت بدن منفعل گردد اثر نكند در وى به احداث كيفيتى زائد بر آنچه انسان را است چنانچه گفته مىشود كه فلان دوا معتدل است . پنجم آنجا كه محتاج نكند انسان را به سوى پوشش يا ترويح معتد به چنانچه گفته مىشود كه خط استوا و زمان ربيع معتدلاند زيرا كه در خط استوا و در زمان ربيع ابدان معتدل مزاجان منفعل نمىگردند از حرارت و برودت يا غيرهما تا محتاج بدثار كه لباس را گويند يا ترويح شوند . ششم آنجا كه همچنان كه احساس حرارت عضوى شود احساس برودت نيز شود و چنانچه گفته مىشود كه زمان خريف معتدل است زيرا كه بدن در وى همچنان كه از حرارت منفعل مىشود از برودت نيز منفعل مىگردد . الفصل الثانى فصل دوم ثابت است در بيان اخلاط و او جمع خلط است و الخلط جسم رطب سيّال يستحيل إليه الغذاء أولا و خلط جسمى است رطب بالفعل كه قابل تسييل است و مستحيل مىگردد به سوى وى غذا در اول استحاله يعنى چيز مأكول كه وارد معده مىشود صورت نوعيهء خود را گذاشته نخستين كه صورت ديگر مىگيرد آن صورت خلطى است ، چنانچه در بيان تولد اخلاط در همين فصل مفصل گفته آيد . و بدانكه معنى جسم رطب در فصل اول مذكور شد و در اينجا معنى سيّال معلوم نموده مىآيد . [ مفهوم سيال ] پوشيده نماناد كه سيّال آن است كه از شأن او بود انبساط اجزايش متسفله بالطبع پس معلوم شد كه رطوبت در سيّال بودن شرط نيست كه از آن است كه رمل يعنى ريگ را سيّال مىگويند با وجود آن كه شديد اليبوست است و كذلك لازم نيست كه هر چه رطب بود سيّال باشد زيرا كه هوا با آنكه رطب است ليكن سيّال نيست زيرا كه اجزاى او بالطبع ميل به تسفل ندارد . حاصل آنست كه آنچه بعضى گفتهاند كه مراد از سيّال بالغ في الرطوبت است و بر اين تقدير لفظ رطب را كه در حد خلط واقع است زائد مىدانند باطل باشد [ سبب تقييد واژه رطب به بالفعل ] و قيد رطب به بالفعل جهت آن نموده شد تا وارد نشود كه صفرا و سودا را كه يابس است خلط نتوان گفت زيرا كه مراد از اين يبوست بالقوه است و مراد از آن رطوبت بالفعل است فافترقا . فائده [ در تبيين كلمههاى موجود در تعريف ] قوله رطب احتراز است از عظم و لحم و غضروف و امثال آن . و قوله سيّال احتراز است از شحم و مانند آن . و بايد كه گمان نشود كه بلغم جصى و زجاجى بر اين تقدير خارج از حد خلط باشد زيرا كه مراد از تشبيه بجص يعنى گچ و به زجاج ذائب يعنى آبگينهء گداخته تشبيه