محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )
164
مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )
از آن است كه صاحب وجع العصب را ضرر كثير مىدهد و ليكن اگر آن را بجوشانند عود به صلاح مىكند ، زيرا كه طبخ كثافت از وى دور مىكند . اما اگر جمد از مياه ردى باشد بديهى است كه وى هم ردى بل اردء خواهد بود . و كذلك ثلج كه از هواى مغير و متبخر تولد كند يا بر موضع ردى ساقط شود رداءة وى ظاهر است . و اينچنين جمد و ثلج را قطعا به آب ممزوج نكنند ، اما اگر ظرف پر آب در اين نهاده سرد كنند باك ندارد . فائده در احكام مياه مختلفه به اختلاف كيفيت كه حرارت و برودت است . بدانند كه آب سرد معتدل المقدار موافقترين آبها است مر اصحّا را بهر آن كه معده را قوت مىدهد و اشتها مىانگيزد بنا بر تكثيف و جمع اجزايش و منع مىكند صعود بخار را بر دماغ . و ظاهر است كه مقدار معتدل از وى مستغنى مىسازد و از اكثار شرب و تعديل ماى بارد اعضا و اخلاط را ، همچون تعديل هواى بارد است مر روح را و وى در منع غليان اخلاط و عفونت قوىتر است ، لهذا اطبا گفتهاند كه در حمّاى غليانى اگر آفتى به احشا نباشد به آب سرد فقط علاج كنيم ، ليكن آب شديد البرد عصب را ضرر دارد و احشاى متورمه را نيز . و اين همه اوصاف كه در حق آب سرد گفته شد مخصوص بدان آب است كه بالذات سرد شده باشد ، چنانچه آب شبينه و مانند آن نه آن كه وى را به عمل سرد كرده باشند به برف يا در شوره ، كه اين آب آن خواص ندارد . و اغتسال به آب سرد در فصل حار و وقت حار محرورى مزاج را معاون قوت است و حافظ حرارت غريزى و مقوى جلد و لهذا اكثر امراض جلدى را نفع مىدهد به شرط تنقيه و تقليل مواد و منع تداخل هواى متعفنه مىنمايد از آن است كه در و با غسل به آب سرد ستودهاند . اما سخونت كه از كثرت غسل به ماى بارد پديد آيد بنا بر اثر عرضى است كه از تسديد مسام مىشود و لا اعتبار له . اما آب گرم كه به آتش گرم شده باشد يا به آفتاب حكمش به اعتبار شدت تسخن و فتور و به اعتبار شرب آن در نهار يا بر طعام مختلف مىباشد ، چنانچه همه گفته آيد . پوشيده نماند كه نوشيدن آب گرم بالاى طعام افساد هضم مىكند و غثيان مىآرد و قى ، خاصه كه فاتر يعنى نيمگرم بود ، زيرا كه فاتر در افساد قوىتر است به خلاف بسيار گرم ، گاه باشد كه طعام را منحدر سازد ، وجه افساد رخاوت است كه در معده مىافتد از حرارت عرضيه و رطوبت ذاتيه ماى مذكور . و ايضا طعام را فورا مطفو مىگرداند و بر سر معده مىآرد . و باشد كه كثرت شرب آن استسقا آرد به ارخاى كبد . و دق پيدا كند به ايصال حرارت به قلب . و بدن بگدازد به افساد هضم جيّد و عدم حصول تسكين فورا در عطش صادق بديهى است ليكن عطش كاذب را تسكين تمام مىدهد بنا بر ازالهء سبب . و عطش صادق آن است كه از حرارت معده باشد و عطش كاذب آن كه از بلغم غليظ يا لزج يا شور پديد آيد و خاصه وى است كه از آب سرد زياده مىشود و از تجرع آب بسيار گرم و از مصابرت بر شرب آب تسكين مىپذيرد . اما تشرّب آب گرم بر نهار اكثر است كه مىشويد معده را به اذابت آنچه در وى است از بلغم و غسل آنچه در وى است از رطوبات . و نرم مىكند شكم را نرم كردن ثفل . و سست ساختن جرم معا و ليكن استكثار آب گرم على الاطلاق ردى است و موهن قوى معده ، لهذا اطبا كسى را كه عادت بر اين كرده باشد به مداومت قليلى از مصطگى امر كردهاند . و آب به غايت گرم بسيار باشد كه قولنج ريحى و ثفلى بكشايد و ريح الطحال را سود دهد . و ببايد دانست كه آب گرم مسكن وجع است و مدرّ بول و حيض شرباً و نطولًا و بدين چند كس سود دارد : يكى اصحاب صرع را بنا بر انضاج و تحليل ماده . دوم