محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )

143

مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )

مىشود و ليكن اين كمتر است كما لا يخفى . و وجه ديگر در بهترى جبل مغربى نسبت به مشرقى آن است كه چون جبل در طرف مشرق بلد مىباشد مانع وصول شعاع شمس مىگردد از بلد تا زمانى كه آفتاب به سمت الرأس آيد ، پس يكبارگى حرارت قوى در آنجا مىشود و اهل آن را دفعة انتقال مىافتد از برد قوى و اين به حرارت قوى باعث اذيت طبيعت است به خلاف جبل مغربى كه در آنجا انتقال از حر قوى به برد قوى نمىشود . و بنا بر آن كه برد در اول غيبت شمس قوى نمىباشد پس جبل مغربى بهتر باشد و عدم تعرض مؤلف به ذكر جبل مشرقى و مغربى بنا بر ايضاح حكم بود از قياس كردن بر شمالى و جنوبى . فائده [ بيان باد شمالى سرد و خشك ] باد شمالى سرد و خشك است و وجه سردى آن است كه ناحيهء شمالى سرد است و كثير الثلوج ، چنانچه در اقاليم گذشت پس او از آنجا كه مىوزد به همان طبع متكيّف مىباشد . و وجه خشكى آن است كه ابخرهء مائيه با وى كمتر مىآميزند بهر آن كه حرارت در اين سمت قلّت دارد و تصعد بخار را حرارت قوى در كار . ديگر آن كه در اين جهت مياه سائله كمتر است به واسطهء غلبهء برودت تمام برف بسته و براى تصعد بخار سيلان در ماده لازم . اما باد جنوبى گرم و تر است . و وجه گرميش آن است كه هبوب وى يا از حوالى خط استوا است يا از نزد قطب جنوبى ، پس اگر چه از خط استوا است لا محاله گرم است بالذات لحرارة المهب و اگر از نزد قطب جنوبى ارض است شك نيست كه بالذات بارد است ، زيرا كه بُعد قطبين از خط استوا مساوى است و تأثير فلك در اينجا برابر ، ليكن بنا بر آن كه باد مذكور از خط استوا مرور كرده به ما مىرسد حرارت عارضى اكتساب مىنمايد ، پس هر حال حار باشد . و اگر گويند كه اين معنى در باد شمالى نيز مىتواند شد كه چون به خط استوا مىگذرد حار مىشود ، گوئيم تسخين او در اين صورت مسلم است ليكن ما كه در طرف شمال خط استوا واقعيم در حق بادى دائم بارد است و تسخين او در خط استوا قادح مقصود نه ، زيرا كه حكم به كيفيات محصور به شهود ما است . اما وجه رطوبت باد جنوب آن است كه آب‌ها در اين جهت سايل است و حرارت قوى كما قلنا و بدين سبب بخار در وى بيشتر مىآميزد . و بالجمله باد شمال مصلّب ابدان و مصفّى حواس و مقوّى دِماغ و محسّن لون است لهذا وى را ستوده‌اند . و باد جنوب مُرخى و مُضعف ابدان است و مُكدّر حواس و مُحدث كسل و ثقل . باد شمال به مثابهء آب سرد است و باد جنوب چون آب گرم . فائده‌در اسباب حدوث باد ، بالا گفته شد كه باد هواى متحرك است و وجه حركتش نزد حكما پنج گونه است : يكى آن كه از تأثير آفتاب بخار و دخان از ماء و ارض برآيد و چون به طبقهء زمهرير رسد حرارت آن بشكند و ثقيل شده بازگردد و در نزول آن بنا بر ثقل تموّج در هوا پديد آيد و هو الحركة . دوم آن كه دخان متصاعد قوى باشد و حرارت وى از كرهء زمهرير شكسته نشود و وى از زمهرير نيز درگذرد و به كرهء نار لاحق گردد از آن كه كرهء نار دايم در حركت است به حركت فلك حركت دورى را و دخان متصاعده را صدمه زند و به اسفل رد كند و چون به قوت تنزل شود هوا را بالضرور متموّج گرداند چنانچه چيزى به قوت در آب زنند و آب را بجنبانند . سوم آن كه ابر سنگين شود و هابط گردد و هوا را در موج آرد و باشد كه ابر حركت كند از جهتى به جهتى به سبب عوارض هوا را پس به حركت آرد . چهارم آن كه در بعض اجزاى هوا تكاثف افتد به سببى