محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )

123

مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )

مقدار كه قسمى از مرض التركيب است ، چنانچه عنقريب در ابتداى تقسيم مرض به مفرد و مركب گفته آمديم . و چون از بيان امراض مركب فارغ شد شروع كرد در ذكر اوقات مرض و گفت : و كل مرض ينتهي إلى صحة و هر مرض كه منتهى مىشود به صحت . و قيد انتها به صحت بنا بر آن است كه تركيب اوقات بىلحاظ اين صورت نمىپذيرد فله أزمان أربعة پس آن مرض است چهار زمانه : الابتداء هو الزمان الذي يظهر فيه المرض و لا يستبان فيه تزيّده زمانهء نخستين ابتدا است و وى آن است كه ظاهر مىشود در وى مرض ، بىآنكه زيادتى در آن نمايان شود ، يعنى بعد حدوث مرض كه تا آن مرض بر حالتى متشابه الاحوال ثابت است بىظهور ترقى در حالت مرض آن را زمان ابتدا گويند و اين را مقدَّر به احيان و ايّام نتوان كرد ، زيرا كه احوال امراض متفاوت است و زمان ابتدا در بعضى قصير بود و در بعضى طويل . و گاهى اراده مىكنند از ابتدا سه روز از شروع مرض ، قطع نظر از آن كه ترقى در حالت مرض باشد يا نه . و التزيّد و هو الوقت الذي يستبان فيه اشتداده كل وقت بعد وقت و زمانه دوم تزيّد است و آن وقتى است كه نمايان مىشود در وى غلبهء مرض هر وقت پس از وقت ، يعنى پس از زمان ابتدا ، تا آن كه مرض در ازدياد است آن وقت تزيّد است . و وقت الانتهاء و هو الوقت الذي يقف فيه المرض على حالة واحدة و زمانهء سوم انتها است و آن زمانه‌اى است كه مىايستد در وى مرض بر حالت واحده ، يعنى بعد ازدياد چون به حدى برسد و بر همان حالت زائده بماند بىآنكه زياده شود يا كم ، اين را وقت انتها گويند . و وقت الانحطاط و زمانهء چهارم انحطاط يعنى كم شدن است و هو الوقت الذي يظهر فيه انتقاصه و آن زمانه‌اى است كه ظاهر مىشود در وى خفت و كمى در مرض . فائده [ در بيان اوقات كليه و اوقات جزئيه ] تحقق اين ازمنهء اربعه اگر به حسب مرض است من اوله إلى آخره ، خواه مرض لازمه بود خواه نائبه ، اينها را اوقات كليه گويند . و اگر به حسب نوبت است اوقات جزئيه خوانند . و مخفى نيست كه در نوبت نيز اين اوقات چهارگانه موجود است ليكن اوقات نوبت نسبت به اوقات مرض جزئى است كما لا ريب فيه . و بايد دانست كه حصول اوقات اربعه در مرضى متصور مىشود كه با وجود انتهايش به صحت قلع مادهء وى به تدريج همىشود و ايضا نكس نكند و الا مىتواند كه مرض شروع كند و قبل از تزيّد ، يا در تزيّد قبل از انتها ، يا در انتها بى ظهور انحطاط يكبارگى زائل شود به سببى از اسباب ، يا بعد افتادن در انحطاط باز ابتدا كند و عود نمايد و اين گويا مرض آخر است كه شروع كرده . بالجمله فائده از معرفت اين اوقات تقدير تدبير و تصرف در غذا و استعمال دوا است حسب هر وقت و ملاك امر در اين مقدمه علاج اين است . انتباه [ اختلاف در تعديه مرض از فردى به فردى ] در تعديهء مرض از شخصى به شخصى اهل شرع را اختلاف است ، يعنى مقتضاى حديث لا عدوى منع اعتقاد بر آن مىنمايد . و حديث فِرّوا من المجذوم را تأويل مىكنند و بعضى بر اين تمسك نموده در آن تأويل مىفرمايند و العلم عند اللّه سبحانه . اما حكما به اتفاق مىگويند كه بعض بيمارىها متعديه است ، يعنى منتقله و بعضى متوّرث است كه از مادر و پدر به فرزندان مىرسد و آن هم كه گفته‌اند كليه نيست بلكه اكثريه هم نيست ليكن از قبيل ممكن الوقوع است كه در تجربه