محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )
12
مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )
اين اعتراض گفتهاند كه كيفيت فاعل است به اعتبار صورت و منفعل است به اعتبار ماده و هرگاه فعل و انفعال را اعتبار مختلف بود تحقق آنها در يك چيز ممنوع نباشد . و بعضى گفتهاند كه فاعل صورت است به واسطهء نفس كيفيت و منفعل ماده است در صورت كيفيت نه در نفس كيفيت فاختلف الاعتبار ايضا . و دوم آنكه هرگاه آب گرم را به آب سرد مىآميزند نيمگرم مىشود و اين بجز فعل و انفعال هر واحد نباشد و حال آنكه صورت آب واحد است نه مختلف زيرا كه از تجزى جسم كه بر نوعيت خود است تخلف در صورت او واقع نمىشود پس اسناد تفاعل به كيفيات متحقق باشد و در دفع اين اعتراض گفتهاند مىتواند كه صورت آب گرم مغائر باشد مر صورت اولى را كه قبل از گرم شدن بود و از آنكه اجسام در صورت جسميه با هم متحداند و تخالف نيست كه در صورت نوعيه و حكم بر تخالف نوع نمىتوان كرد مگر به اعتبار كيفيات خواه تغير در يك كيفيت باشد خواه در دو كيفيت پس هرگاه آب سرد گرم شود اگر چه در رطوبت اتحاد است اما در حرارت تفاوت افتاده لازم مىآيد كه صورت او نيز مستحيل به صورت ديگر شود اما بقاى هيئت او بر قوام ما سبق قادح مقصود نيست زيرا كه در بقا و فناى صورت نوعيه شكل مخصوص مدخل ندارد مثلا اگر گندم را دقيق كنند صورت متخالف نمىشود با وجود آنكه شكل حبوبى باطل شده و اين نيست مگر به واسطهء عدم تغير كيفيت فثبت أن تغير الكيفية مستلزم لاختلاف الصورة و لا مدخل لبقاء الهيئة المشخصة و لفنائها فيه . [ اعتراض بر اين پاسخ ] اما آنچه از كلام شيخ مفهوم مىشود مبطل اين دفع اعتراض است چنانچه در شفاء گفته : النار علة لتسخين عنصر الماء و التسخين علة لإبطال استعداده بالفعل لقبول كيفية الماء أو حفظها و اين كلام صريح دلالت مىكند بر بقاى صورت نوعيه در آب گرم با وجود بطلان كيفيت فافهم . و صاحب نفيسى نوشته كه كيفيت مركب را بر كيفيت بسيط قياس نتوان كرد زيرا كه كيفيت بسيط تابع صورت مىباشد لهذا از بطلان كيفيت بسيط بطلان در صورت او نمىافتد ، اما بطلان صورت را بطلان كيفيت لازم است بخلاف كيفيت مركب كه در وى صورت تابع كيفيت است لهذا بطلان كيفيت مركب را بطلان صورت لازم مىباشد و اين نيز مؤيد قول شيخ است لأن الماء بسيط فتسخنه لا يبطل صورته . [ قول سوم در باب كيفيات فاعليه و انفعاليه ] قول سوم آنكه كيفيت فاعل باشد و ماده منفعل و مختار بعض متأخرين همين است و دليل بر اين آوردهاند كه تسخين آب گرم مثلا كه مشهود مىشود بديهى است و تسخين بجز مسخن صورت نهبندد . و متحقق گشته كه آب گرم بر صورت نوعيهء خود است كه مائيت است و هو مبرد لا مسخن پس ثابت شد كه فاعل سخونت كيفيت باشد و چون كيفيت عارضيه فاعل مىتواند شد كيفيت ذاتيه بطريق اولى خواهد بود و از آنكه فاعل منفعل نمىشود بالضرور ماده كه منفعل باشد فثبت أن