محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )

111

مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )

ماه هشتم باقى باشد و بزايد نمىزيد مسموع نباشد ، مگر بر طريق اهل نجوم كه هر ماه حامله را در تصرف سبع سياره مىدارند و در ماه هشتم رجل را كه مخصوص به تحميد مربى خود است و در ماه اول هم آن متصرف بود متصرف مىدانند . اما در ظهور اثر هلاكت او بعد بروز امرى نزد آنها متحقق خواهد بود . [ كاربرد خون طمث در زن حامله ] و بدانند كه خون طمث در حامله به سه كار منقسم مىگردد : يك قسم خود بهر غذاى جنين مصروف مىشود . و يك قسم به جانب پستان مىرود به جهت تدخر مادهء لبنى . و يك قسم فضله است كه در رحم مىماند جهت سهولت خروج جنين و مشيمه و وقت نفاس مندفع مىگردد . [ پوشش‌هاى سه‌گانه جنين ] و ايضا دريابند كه بر جنين سه پوشش مىباشند : پوشش نخستين نظر به خارج مشيمه است و آن غشائى است ذى صفاقين رقيقين كه بينهما رگ‌ها منتسج شده و غشاى مذكور محيط است بر ديگر اغشيه . و پوشش دوم كه بعد مشيمه است مسمى است به لفافى لأنه يشبه اللفائف و غشاى مذكور منصب بول جنين است و بول جنين كه از مثانه به سوى اين غشا مىريزد از راه ناف جنين مىآيد نه از احليل ، زيرا كه تا كه در رحم است مجراى احليل به غايت تنگ مىباشد و عضله بر آن محيطى بود و خروج بول بىاراده نمىتواند شد از اين راه ، به خلاف راه سره كه بالطبع بول از آن برمىآيد بىاراده . و اگر براى بول مجمع نمىبود در رحم مىريخت از شدت حدت الم قوى مىداد و اگر در مشيمه مىريخت فساد مىآورد . و پوشش سوم كه بعد لفافى است و ملاقى نفس جنين است غشائى است رقيق‌تر از سائر اغشيهء مذكوره و فضله عرقى جنين در اين مىريزد و مسمى است به نفس . و از آن كه غذاى جنين در غايت رقت و لطافت مىباشد فضلهء برازى در وى كمتر جمع مىگردد ، لهذا وعاى براى براز حاجت نشده و چيز قليل كه به مرور زمان در امعا جمع مىشود چون در غايت قلت است طبع بر دفع وى محتاج نمىگردد ، لهذا غشاى بر منفذ و بر محتوى مىباشد كه قابله‌ها بعد تولد به انگشت خنصرى خرق آن مىنمايند آن زمان براز بروز مىكند . فائده در بيان كيفيت بودن جنين در رحم : بدانند كه جنين پيش از آن كه حركت كند به خروج بدين شكل مىباشد كه هر دو زانو افراشته مىبود و به شكم پيوسته و هر دو كف دست بر زانو نهاده يُمنى به يُمنى و يُسرى به يُسرى و سر بر هر دو زانو افگنده چنانچه كه بينى ميان هر دو زانو بود و چشمانش بر زانو و پاشنهء پاىها به اسفل منتصب مىباشد و روى جنين به طرف پشت مادر مىبود و نفع هر وضع كه واضع حقيقى مفوض داشته اگر چه بالكنه نتوان يافت اما قدرى از آن بر اهل بصيرت جلوه‌گر است . و اگر چه سر جنين به فوق مىباشد اما عند وضع به واسطهء قطع علايق كه وى را بدين شكل مىداشت بنا بر ثقالت طرف سر بالطبع واژگون مىشود و تولد طبيعى همين است كه از سر برآيد و آنچه از پاى برآيد خطر دارد . و قومى برآنند كه نرينه را روى به طرف پشت مادر مىباشد ، اما مادينه را روى به جانب شكم مادر مىبود و الغيب عند الله سبحانه تعالى المقالة الثالثة في أحوال بدن الإنسان و أسبابها و العلامات الدالة عليها و هي تشتمل على فصول مقاله سوم ثابت است در حال‌هاى تن آدمى و اسباب حال‌ها و نشان‌ها كه دلالت دارند