محمد مؤمن بن محمد زمان الطبيب التنكابني ( حكيم مؤمن )

86

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى )

بيست جزء آن طرح نمايند و بدون حل و عقد برده جزء بايد در حين تشويه بلافاصله بر هم زد تا در تشويه تمامى اجزا تساوى داشته باعث تشويه و تسقيهء بعضى اجزا دون بعضى نگردد . طريق ديگر : ده جزء رهج را با آب سير بسايند تا مانند عسل غليظ گردد ، پس هشت جزء عبد را با دو جزء برادهء قمر ملقمه كرده اضافه نموده و با سركهء بسيار تند بسايند تا ناپديد گردد و با شش جزء عقاب صلايه نموده در ظرف آهنين كرده و به ظرف مس ضخيمى پوشيده شدّ وصل در غايت مبالغه نموده ، در آتش زبل گوسفند و گاو تمام ظرف را پنهان كنند و بايد آتش به مرتبهء تصعيد نباشد ؛ بلكه به قدر امتزاج كافى است و معقود مذكور يكى بر نه از زهره منقّى رود . و چون بار ديگر سحق نموده با آب سير و سركه تسقيه و تشويه كنند و تكرار عمل نمايند ، ثابت گردد كه مطروح او روباس شود و اگر از عبد ثابت و نوشادر مدبر و برادهء مكلّس ترتيب دهند ، يكى بر سى جزء طرح شود . ايضا : كبريت مبيض چون با نوشادر در محلول غواصّ شود ، اكسير بياضِ نحاس منقّى و مشترى منقّى است ، جزئى بر پنج جزء . طريق زاد المسافرين : مشترى مطهر را با عبد بالسّوية ملقمه نمايند و نيم اوقيه رهج و نيم اوقيه شوره سحق بليغ كرده با بياض البيض سرشته و بندقها ترتيب دهند و خشك كنند و زهره منقّى را گداخته ، به ازاى هر پنج جزء مذاب يك جزء بندقه اضافه نموده ، با چوبى بر هم زنند و در راط او بريزند . عقد دوّم در قواعد شمسيّه : شمس مكلس و توتياى محمِّر از هر يك جزئى با شش جزء زيبق محمِّر با ماء الاحمر و ساير مياه و [ محمّر ] تسقيه و تشويه كنند تا يك وزن آن هر دو حلّ و عقد كنند و يك جزء بر صد جزء قمر قناط طرح كنند . قاعدهء ديگر : شنجرف هندى را معلوم با آبهايى كه از زعفران الحديد و ساير اجزاء تقطير كرده باشند به دستور تسقيه و تشويه نمايند تا مشمع گردد يكى بر صد از قناط طرح نمايند . قاعدهء ديگر : حجر اسود مغسول مجفِّف مقرض رابه قدر رطلى و زياده از آن يك روز در تيزاب فاروقى يا در متقاطر زعفران الحديد مذكور به قدر حجر و كمتر از آن كه