محمد مؤمن بن محمد زمان الطبيب التنكابني ( حكيم مؤمن )
87
تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى )
او را فرو گيرد و حل كند بايد كرد تا حجر مضمحل گردد ، پس به وزن حجر ، كلس البيض و مثل آن نوشادر مصعد سحق بليغ ، نموده در زبل و امثال آن حلّ كرده ، تقطير كنند و نوشادرى كه در اين جمع شود ضبط نمايند و شنجرف را سائيده ، با قدر ثلث او مقطَّر مذكور به آتش نرم بجوشانند و سحق كنند و اگر اولًا با نوشادر انبيقى سائيده ، بعد از آن در ظرف تشويه آب را قطره قطره تطعيم او كنند ، بهتر است و در ظرف مسدود المنفذ يك شب در آتش بسيار نرم گذارند و باز به دستور اعادهء عمل كنند تا شنجرف مشمع گردد و آن گاه بر يكى صد از قمر و صد و پنجاه از مشترى و دويست از [ زحل و ] مشترى طرح مىرود . قاعدهء ديگر : عبد غليظ يا مصعد را در مفرق آهنى در آتش بگدازند و چون خواهند متفرق شود ، قطرات از اين مقطَّر مذكور بر آن بريزند به حدى كه آن را بپوشاند و تشويه نمايند تا منعقد و شبيه به خاك سرخى گردد و از آن معقود يكى بر صد از قمر يا نحاس يا ارزيز طرح كنند و اگر حل و عقد نمايند ، يكى بر ضعف اوّل و در [ هر ] حل و عقدى بر ضعف سابق رود و هر گاه حل و عقد او به هفت مرتبه رسد تصريح نمودهاند كه يكى بر غير متناهى طرح مىشود . عقد سوم : در عمل مرواريد و اعمال متفرقهء عمل مرواريد : [ مرواريد ] يا صدف سفيد را بعد از شستن كوبيده ، در شيشه كرده ، آب ليمو يا آب ترنج صاف به قدرى كه آن را بپوشاند اضافه نموده ، چهارده روز نهايت تا بيست روز در سرگين نم دار بگذارند تا حل شود و به قوام خمير گردد ، فرار و مصعد از نمك و زاج بالمناصفه را به قدر مرواريد اضافه كرده ، دستكش حرير در دست كرده ، در كف دست بر روى حرير مدور كنند و بايد دست خالى به او نرسد و با ميل نقرهاى بسيار باريك با موى خوك كه بسيار چرب كرده باشند در حين رطوبت او سوراخ كنند و بعد از خشكيدن بيرون آورند و به عدد هر دانهء هزار عدد پنبه دانه در كيسه كرده ، دانههاى خشك شده را تمام روز به دست بمالند ، جلا بر دارد ، پس هر عددى را به خمير آرد ميده گرفته بخورد مرغى دهند ، بعد از دو ساعت مرغ را به دوانيدن خسته كرده ذبح نمايند و در تنور بريان كرده حوصلهء او را شكافته دانهها را بيرون آورده و اگر دانههاى خمير گرفته را در شكم ماهى كه خالى از احشا كرده باشند گذاشته در تنور بريان كنند و دانه را اخراج نمايند بى غائله است .