محمد مؤمن بن محمد زمان الطبيب التنكابني ( حكيم مؤمن )

84

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى )

لون رابع دهد و چون يك جزء برادهء او را با سه جزء مس بگدازند و نه جزء زحل به آن ذوب نمايند و به روباس زنند مرّيخ را سرخ نمايد . و چون زعفران را با زنجار و راسخت و شنجرف و سرنج و روغن تخم مرغ و زيت الشعر و نوشادر ، سحق و تسقيه و تشويه نمايند مشمع گردد و چون زجاج و نوشادر را بالسوية با روغن زيتون سرشته ، در حين ذوب آن بخورد او دهند ، سوادش بالتّمام زايل گردد و چون در سركه و نوشادر حل كنند و يك‌صد و يك مرتبه تسقيه شنجرف معلوم كنند ، مشمع گردد و يكى بر بيست از اوّل رود . و گويند چون با آب معصور پوست انار بسايند ، او را حل كنند به شرطى كه مدتى در آفتاب گذارند و چون با محلول او عقد فرار نمايند از طيران باز دارد و ثابت گرداند . مشترى : مبيض و منقّى او نمك و نوشادر است و زرنيخ و بوره است كه بالسّوية در آب حل كرده ، مذاب او را مكرّر در اوريزند و كلس البيض و نوشادر منقّى اوست . [ و به دستور دوغ با زيره منقّى اوست ] و به دستور طلق مطهر اوست و چون به اعمال مخصوصه با آن بگدازد و چون با فيروزه بگدازند او را به غايت صلب كند و به دستور هر چه نرم باشد ، صلب كند و مرقشيشاى ذهبى ، مبيض رافع صرير و سواد و نرمى اوست . و چون صفايح او را در ديگ سفال كرده و مانند آن چيده به ملح ثابت و كلس البيض و كلس استخوان و زجاج شامى تلحيف كنند به نهجى كه آن ظرف مملو گردد و سرپوش او را مستحكم نموده ، يك شبانه روز در آتش بسيار تند بگدازند و در اين وقت بىسواد و بىصرير و دير گداز گردد . و چون [ سه ] جزء برادهء حديد را با يك جزء زرنيخ سائيده بگدازند و سياهى او را با آب نمك زايل كنند و يك جزء او را با ده جزء مشترى مدبَّر مذكور بگدازند در بياض و رونق مانند قمر مشاهده نمايند . زحل : منقيات و مبيضات او مانند مشترى است . و چون هفت بار گداخته ، در بول حمار تطفيه كنند ، صاف و مستحكم گردد . چون تنكار را سه روز با سفيدهء [ تخم ] سحق متواتر كرده ، حبّها ساخته ، زحل گداخته مكرر بر آن طرح كنند ، سفيد و دير گداز گردد . و به دستور يك جزء مصعد ، دوازده جزء زحل را سفيد و مستحكم مىكند و به دستور هر گاه عقاب را بر او مكرر طرح كنند به غايت سفيد شده و با مساوى او قمر آميزش كنند و مجرّب دانستند .