محمد مؤمن بن محمد زمان الطبيب التنكابني ( حكيم مؤمن )

80

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى )

نوشادر سرخ و كبود شود بايد تجديد نمود و اين عمل مجرب است . عقد ديگر : فرار مصفّى را در بوته كنند كه فرش و لحاف آن سقمونيا باشد و سر بوته را در غايت استحكام شدّ وصل نموده ، در آتش گذارند به دستورى كه تمامى بوته در آتش پنهان شود و اندك وقتى معقود مىگردد و مجرب است . اگر بوته آهنى باشد ، انسب است ؛ خصوصاً هرگاه اندرون او را به گل بوته اندوده باشند . عقد ديگر : پوست انار تازه و پيهء او را كوبيده ، زعفران الحديد را با آب معصور آن بسايند تا خوب حل شود ، پس فرار مصفى را در بوتهء مس با آهنى كرده ، از اين محلول در آن ريزند ، شدّ وصل بوته نموده به آتش نرم طبخ دهند يا در تنور گرم گذارند تا معقد گردد و از آبها كه عقد فرار نمايند مذكور شد و چون نقره را با گوگرد مكلس كند يك جزء آن گوگرد آن را مكلس نموده و جزء فرار را عقد نمايد و مجرب دانسته‌اند و چون زيبق و سمّ الفار را بالسوية با دو چندان هر دو ؟ سرخ مقشّر سحق بليغ نمايند و بعد از آن اندكى ترشى الحاق نمايند ، فرار زنده گردد و با عدم انعقاد ، قائم النار شود . تدبير كبريت : امّا تبييض آن به نهجى است كه يك جزء كبريت را با هشت جزء روغن كنجد به آتش نرم در قدح مطيَّن بجوشانند تا كبريت حل شده در روغن سرخ گردد و نه مثل كبريت ، نوشادر را سائيده به دفعات بر روى آتش تسقيه [ به روغن ] مزبور كنند و سه بار به طريق زرنيخ تصعيد نمايند . طريق ديگر : دو جزء نوشادر را با يك جزء كبريت سحق نموده به آب تر كرده به سحق بليغ خشك كند و در ظرف مطيَّن تا سه ساعت در آتشى مثل آتش تون گذاشته ، پس بشويند و با نوشادر جديد اعاده عمل [ نمايند ] تا به حدى كه بر صفحهء تفته دود نكند و آن چه با دوغ و هر چه با نمك سفيد كنند ، غواص نمىباشد . طريق ديگر : شب يمانى را سائيده ، در جوف بادنجان ريخته ، در مكان نمناك حل كنند و با شب محلول كبريت را بسايند ، سفيد و ثابت مىكند و به دستور ، نوشادر محلول در بادنجان همين اثر دارد . تدبير زرنيخ : زرنيخِ ورقىِ براق را يك جزء با ربع آن نمك مشوى نرم بسايند و صابون خشك عراق به قدر [ نيم وزن زرنيخ ورق كرده و ربع او سركه و ] نيم وزن او روغن كنجد با پيهء تازه كه بر روى آتش گذاشته باشند [ حل نمايند ] و زرنيخ و نمك