محمد مؤمن بن محمد زمان الطبيب التنكابني ( حكيم مؤمن )

8

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى )

مظنونهء وجود هوامّ گذارند اجتناب نمايند و به دستور از چشيدن چيزى كه مجهول الخاصية و غير معروف باشد و به دستور گرفتن حيوانى كه معلوم نباشد هرچند كه آن حقير نمايد و خوابيدن در مواضع قريب به آشيان هوامّ و خرابه‌ها بدون بخور شاخ گاو كوهى و امثال آن و خوردن ترشيها كه مدتى در ظرف مس بىقلعى مانده باشد و گوشتى كه گرم بوده به نهجى پوشيده باشند كه منفذى به جهت خروج بخار نداشته آن قدر بماند كه سرد گردد و خوردن اكثر ميوه‌ها بدون آب كشيدن آن ، خصوصاً انگور . پوشيده نماند كه تأثير سمّ در جميع امزجه يكسان نمىباشد ؛ چه يابس المزاج و معتادين به افيون و سمومات كمتر متضرر مىگردند ، بلكه بعضى اصلا متضرر نمىشوند چنان كه مشاهده شده كه عقرب ، معتاد افيون را گزيد و عقرب در ساعت هلاك گشت و آن شخص متضرر نشد و ادراك الم نيز چندان ننمود و به دستور ، معتادين شرب ترياق را نيز همين خاصيت است و در خانه‌ها گذاشتن مرغ و طاوس و گربه و مرغابى و مرغ خانگى و امثال آن كه حشرات را طعمه كنند به غايت مستحسن است و با خود داشتن شاخ گاو كوهى و فادزهر [ معدنى و ] حيوانى و مهره مار و خاك صوفى حميد و خاك داغستانى كه كمتر از طين مختوم نيست و نارجيل بحرى از ضروريات است در منع گزيدن هوامّ و دارندهء اشياى مذكوره را از مجربات و حضور آن جهت تداوى سموم مشروبه ، قائم مقام ترياق اكبر ، خصوصاً مسافرين را داشتن يكى از آنها از واجبات است . فصل دوّم : در تدابير مشتركهء سموم بايد دانست كه تا اثر سمّ به دل كه منبع روح حيوانى است نرسد ، باعث هلاك نمىگردد ؛ پس در جميع سموم مشروبه و ملذوعه ، مراعات دل بايد نمود و تأثير سموم ، يا به سبب حرارت مفرطهء محرقهء معفنه است ؛ يا به جهت برودت مفرطه كه روح حيوانى را از حركت باز دارد و يبوست و ثقل مفرطى كه باعث سد طريق او گردد و صورت نوعيه كه اثرش مضاد روح حيوانى باشد و آنچه به حسب اقتضاى صورت نوعيه باشد در نهايت مرتبهء سميت است ، پس تدبير در شديد آن به اشياء قويهء ذو الخاصية به حسب كيفيت و كميت زياده بايد كرد و در حارّهء آن تبريد دل به ضماد آب باردهء خوشبوى مانند گلاب و صندل و كافور و روغن گل سرخ و امثال آن و در بارده ، تسخين به اشياء عطريهء حارّه و در