محمد مؤمن بن محمد زمان الطبيب التنكابني ( حكيم مؤمن )

72

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى )

نمود كه به حد تصعيد نرسد . تشميع : عبارت است از تدبير اجزاى اكسير به حدى كه مانند موم بگدازند و بر روى صفحه تفته منبسط گشته و دود نكند و شروط او تكرار تسقيه و سحق بليغ است به آتش معتدل . تكليس : عبارت است از سهولت تفريق اجزاء به تدابير مخصوصه كه قابل سحق و نفوذ ساير اعمال گردد و اكثر آن به آتش مىشود و اختلاف شروط آن به اختلاف جسم مكلّس است ؛ چه بعضى محتاج‌اند به آتش تندى كه چند روز مستمر باشد ، مانند قشر البيض و بعضى را احتياج به حد افراط نيست . حلّ : عبارت است از سيلان اجزاى جامده و آن به نداوت و هواى رطبهء مستمره صورت پذير است مانند حل نوشادر به آبهاى تند مانند ماء الفاروق و عرق گوگرد . عقد : عبارت است از جمعيت و اتصال اجزاء و آن ، ضد حل است و يبوست و حرارت و يا به برودت و يبوست صورت پذير است . تعفين : عبارت است از تدفين اجزاء در زبل و امثال آن و شرط است كه وسعت جاى تعفين به حدى باشد كه اطراف ظرف تعفين زياده از يك شبر حامل زبل گردد . بايد بعد از هر هفته تجديد زبل كنند و نهايت تا چهل روز است و بايد يك روز قبل از گذاشتن ظرفِ تعفين ، جاى او را از زبل مملو سازند تا جا گرم شود و روز ديگر ظرف را بگذارند و اگر دو جاى نزديك يكديگر ترتيب دهند بهتر است تا روزى كه تغيير زبل بايد داد نقل به جاى ديگر كنند تا ظرف مذكور سرد نشود . قاعدهء حلّ [ اكاسير ] يكى آن است كه به تعفين ، محلول گردد و صاحب هيكل و اكثر مجربين ذكر نموده‌اند : بايد اجزاء اكسير را در هاون مزجج سحق بليغ نموده و از آبهاى مخصوص هر يك از اكاسير اضافه كرده تا به قوام عسل غليظ شود و بر روى آتش خاكستر تا دو شبانه روز كه گرمى خاكستر به يك قرار باشد بايد سحق نموده و با معجون كش نقره بر هم زنند و هر چند خشك شود از آن آب قطرات بر آن ريخت تا ربع اجزاء از آن تسقيه شود و در تشويه و سحق خشك گردد ، پس [ مثل ] غبار سائيده و در شيشهء غير مطينِ كوچكى كرده و دهان شيشه را به نمدى ببندند و در چاه تعفين تا چهل روز بگذارند و بعد از هر هفته تنقيه وده يوم تغيير زبل دهند .