محمد مؤمن بن محمد زمان الطبيب التنكابني ( حكيم مؤمن )
63
تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى )
عمل زعفران الحديد : آهن سوهان كرده را كه در غايت ريزگى بايد چند بار به آب نمك شسته تا سياهى او زايل گردد ، پس به آب صاف غسل داده و خشك كنند و با ربع او نوشادر ، سحق بليغ كرده و بر روى لتّه يا ظرف سفالين پهن نموده و در مكان نمناك دفن كنند تا ده دوازده يوم زرد مايل به سرخى و قابل سحق گردد . قسم ديگر كه معمول بعضى از اهل صناعت است : صد مثقال برادهء حديد را به دستور مذكور شسته ، در قرع مطيَّن كرده ، مساوى او تيزاب فاروقى اندك اندك در او ريزند و هر گاه دود از او ظاهر گردد اندكى بول بچكانند تا دود او فرو نشيند ، پس انبيق را وصل كرده و به آتش بسيار نرمى تقطر نمايند و چون مجموع تيزاب مقطَّر گردد ، آتش را تند كنند تا براده ، مكلّس و زعفرانى رنگ گردد . عمل سليمانى : كه معروف به دواء الشعث است و به فارسى داراشكنه نامند : زيبق پاك ، نود مثقال و سمّ الفار ، هفت مثقال و نيم ، مبالغه در سائيدن او نموده و به دستور شنجرف ، تصعيد در شيشهء مطيَّن نمايند . عمل مداد : كه به فارسى مركب گويند : يك جزء مازو را كوبيده ، در آب خيسانيده و بجوشانند تا مهرا گردد ، پس صاف نموده ، يك جزء زاج سياه و يك جزء دودهء روغن تخم كتان و مساوى مجموع ، صمغ عربى اضافه نموده و بجوشانند تا يكسان گردد و بسيار بايد بر هم زنند به حدى كه بسيار غليظ گردد ، پس به قدر احتياج به آب رقيق كنند و اگر با مازو بجوشانند و بعد از آن كه به حد لايق رسد صاف نمايند بهتر است . دودهء روغن تخم كتان و نفط و روغن بيد انجير و امثال آن بدل يكديگرند و طريق گرفتن دودهها در فصل چهارم مذكور شد . و بايد دودهها در كيسه كاغذى پهن توبر تو كرده ، كيسه را به خمير گرفته در تنور خبازى يا در زير خاكستر گرم گذارند تا خمير ، پخته شود و به حد نيم سوز رسد و چربى دوده در كاغذ نفوذ نموده و خالص گردد ؛ چه اندك چربى ، مفسد مداد است . نوع ديگر : كه در غايت خوبى است و آسان است : بيست مثقال مازو را كوبيده ، با ده مثقال زاج سياه و برگ مورد و افتيمون و وسمه و برگ حنا و نيل ، هر يك دو مثقال بجوشانند تا آب به ثلث رسد ، پس صاف نموده ، ده مثقال و دودهء چربى گرفته را با چهل مثقال صمغ عربى نرم بكوبند و قدرى از آب ادويه در حين گرفتن به تدريج بخورد و تتمه