محمد مؤمن بن محمد زمان الطبيب التنكابني ( حكيم مؤمن )

40

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى )

در كوزهء مطيَّن يك شب در تون معتدل بگذارند كه خاكستر نگردد و علامت مادگى خرچنگ آن است كه چون بر پشت او سوزنى فرو برند ، رطوبتى [ سفيد ] ظاهر گردد . هرگاه سرطان را در ظرف مس بىقلع در وقتى كه آفتاب در برج اسد باشد بسوزانند جهت گزيدن سگ ديوانه بسيار مجرب است . احراق سرطان بحرى : به دستور نهرى است . احراق قطران : جهت سنونات در قدح مطيَّن به طين حكمت كرده ، چندان در آتش بگذارند كه به نصف رسد ، پس به چوب باريكى آغشته در هوا نگه دارند تا خشك شود و الا باز اعادهء آتش كنند . احراق زجاج : يك جزء قلى را در چهار جزء آب حل كنند و شيشهء سفيد صافى را بر روى كفگير آهنين گذاشته ، بر روى آتش گذارند تا سرخ شود و در آب قلى فرو برند و مكرر همين عمل كنند تا شيشهء ريزه شده از سوراخهاى كفگير داخل آب گردد و اگر بدون كفگير نيز مكرر با آب قلى فرو برند تا به حدى كه ريزه شده داخل گردد خوب است . فصل دوّم : در دستورات تشويه و تحميص و تقليه اگر چه الفاظ مذكوره مترادف‌اند ؛ اما چنين مفهوم مىگردد كه آن چيز كه به خمير گل گرفته يا در جوف چيزى گذاشته ، در آتش دفن كنند ، او را تشويه گويند و هر چه به روغن و امثال آن يا به تنهايى زياده برشته كنند ، تقليه نامند و آنچه اندك به آتش دهند يا در ظرف ديگر بو دهند تحميص گويند . تشويهء انيسون و نمك و ثمرة الطرفا و امثال آن : جهت سنون و غيره بايد آن چيز را به عسل سرشته ، در لته‌اى بسته ، لته را به گل حكمت گرفته و در تنور معتدل يك شب بگذارند . تشويهء اسقيل : پياز عنصل را به خمير گرفته ، در تنور معتدل يك شب بر بالاى آجرى بگذارند تا خمير برشته شود . تشويهء سقمونيا : محموده را در جوف به و سيب يا در پوست تخم مرغ كه آب به و امثال آن كرده باشند و اگر متعذر باشند به تنهايى در پوست تخم مرغ گذاشته و به خمير گرفته ، بر روى آجرى در آتش نهند تا سقمونيا جوشيده و مشوى گردد .