محمد مؤمن بن محمد زمان الطبيب التنكابني ( حكيم مؤمن )
300
تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى )
باب هفدهم : در غسولات و منقيات بشره و محمرات و ما يتعلق بها و ذكر مسمّنات و مهزّلات بدن [ 843 ] غسول جهت صاف كردن رخسار : اشنان سبز ، آرد باقلى ، ترمس ، نخود پوست دار ، مغز دانهء به ، تخم خربزه ، تخم خيار ، زبد البحر و گل ارمنى ، بالسوية با شير تازه و قدرى عسل شب طلا كنند و روز بشويند . [ 844 ] نسخهء ديگر : زعفران ، روناس ، كندر و مصطكى ، بالسوية با آب پياز سرشته ، قدرى از آن را به آب گرم بمالند و بعد از سه ساعت بشويند . [ 845 ] نسخهء ديگر : روى را به غايت سرخ كند و مجرب است : خردل سفيد و زرنيخ ، بالسوية با شير تازه تا هفت روز استعمال نمايند . زوفاى خشك ، ده ؛ زعفران ، سه ؛ شكر سفيد ، مثل هر دو ، نرم كوبيده ، روزى دو مثقال تناول نمايند و روى را با طبيخ بادام تلخ بشويند . و به دستور ، خوردن حلتيت و سير و آب انار شيرين ، باعث سرخى رخسار مىگردد . [ 846 ] نسخهء ديگر : كه در حال گونه را سرخ كند : شيطرج را در سركه دو سه جوش داده ، لته را با آب او تر كرده ، چند بار از پى هم بر روى زنند . [ 847 ] نسخهء ديگر : كه بشره را سفيد و براق و سرخ كند و آثار كلف و نمش و جدرى و آثار جراحت و نقطههاى سياه را زايل گرداند و بايد يك هفته استعمال نمود : حبّ محلبِ مقشّر ، ده ؛ پياز عنصل ، پنج ؛ فرفيون ، ده ؛ مغاث ، گلنار و گل سرخ ، هر يك چهار ؛ سريش ، خولنجان ، مويزج ، مصطكى از هر يك ده ؛ پياز مأكول ، ده ؛ صمغ ، پنج ؛ ما ميران و زرد چوبه ، دو ؛ نبات ، ده نعناع خشك ، آرد نخود ، كتيرا و آرد برنج ، هر يك دو ؛ پوست سبز پسته ، مغز به دانه ، خردل سفيد از حرير بيخته ، هر يك پنج ؛ آب سبوس گندم ، بيست ؛ شير دختران ، پنج ؛ سفيدهء تخم مرغ ، شش ؛ شير درخت انجير ، يك ، سرشته و قرص بسازند و در وقت احتياج با آب تخم شبت ماليده ، روز به آب گرم و اشنان سوخته بشويند و به روغن گل رخسار را چرب كنند . [ 848 ] غمره : كه در سرخ كردن عديل ندارد : كندش ، زعفران ، روناس ، مرّصاف و مصطكى ، بالسوية با آب پياز طلا كنند .