محمد مؤمن بن محمد زمان الطبيب التنكابني ( حكيم مؤمن )

291

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى )

خرگوش ، دو . و حمول زهره خرگوش از مجربات است . [ 805 ] فرزجهء ديگر : كه در قطع سيلان خون قوىتر است : برگ مورد ، مازوى سوخته ، سرمه و نشاسته ، از هر يك پنج ؛ زاج سوخته و گل ارمنى ، از هر يك سه ؛ صمغ عربى ، دو ، به دستور سابق استعمال نمايند و در حين استعمال اگر هر روز نقل ثفل لك را كه زرگران زمور گويند ، هفت ، سائيده ، با زردهء تخم نيم پخت تناول نمايند ، تخلف نمىكند و مكرر تجربه شده است . و خوردن زيرهء بو داده و بو نداده ، بالسوية با آب برنجِ مطبوخِ مهرا از جمله مجربات است . [ 806 ] فرزجه كه چون زن حمول كند هرگز حامله نشود و اگر حامله باشد ساقط شود و از مجربات مكتومه است : تخم يونجهء صحرائى ، سرگين فيل ، خردل سرخ ، دانهء زعرور را بالسوية نرم سائيده ، با ميعهء سائله سرشته ، با لته حمول كنند . [ 807 ] فرزجه كه در اخراج جنين و مشيمه قوى الاثر است و قاتل جنين و مدرّ حيض است : اشنان ، عرطنيثا ، قطران ، شحم حنظل ، اشق ، قثاء الحمار ، خربق سياه ، مويزج ، نوشادر ، زراوند ، تخم مازريون ، روغن بيدانجير ، زهرهء گاو ، جاوشير ، سگبينج و مرّصاف ، مفردةً و مجموعةً ، كلًا او بعضاً استعمال نمايند . [ 808 ] فرزجه كه حبس حيض نمايد و آزموده است و در تقويت رحم بىعديل است : موميائى ، يك ؛ صمغ عربى ، يك ؛ گل ارمنى ، يك و دم‌الاخوين ، چهار . [ 809 ] فرزجه جهت ورم حارّ رحم : خشخاش سفيد كوبيده را در شير پخته ، با گل سرخ و اندك زعفران و موم فرزجه نمايند . به دستور مرهم داخليون را با روغن گل حل كرده ، با آب بارتنگ يا به شير دختر ممزوج نمود ، استعمال نمايند . [ 810 ] فرزجه جهت رفع حكّه و اختلاج فرج و رحم ، از مجربات است : نعناع خشك ، ناردين ، گل نسرين خشك ، گل نيلوفر ، برگ سرو ، برگ سدر و لاجورد ، بالسوية با روغن زيتون سرشته ، يك مثقال را فرزجه كنند و يك مثقال را با آب بابونهء مطبوخ بر ناف ضماد نمايند و از آب و شراب و مدرّات احتراز نمايند تا دوا در معده مكث نمايد و در حينى كه حيض جارى باشد بايد به اين دوا عمل ننمود . [ 811 ] فرزجه كه اعادهء بكارت نمايد و از اسرار مكتومه است : استخوان خروس سياه با چوب تاك سوزانيده و با عكره سرشته ، استعمال نمايند .