محمد مؤمن بن محمد زمان الطبيب التنكابني ( حكيم مؤمن )

286

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى )

بماند ، پس صاف نموده ، چهل مثقال او را با شكر سرخ ، بورهء ارمنى ، آبكامه و روغن كنجد ، 15 ، حقنه نمايند . [ 768 ] حقنه لينه كه در امراض حارّه استعمال نمايند : عناب ، بيست ؛ سپستان ، سى ؛ بنفشه ، جو مقشّر ، خطمى ، سبوس گندم ، خسك و اكليل الملك ، هر يك هفت ، در سيصد مثقال آب بجوشند تا به ثلث رسد و چهل مثقال آب او را با پنج شكر سرخ و روغن بادام ، ده حقنه نمايند و اگر تبريد بيشتر لازم باشد ، لعاب بزرقطونا و روغن تخم كدو و آب لبلاب اضافه نمايند . [ 769 ] حقنه جهت برودت رحم و احتباس حيض : نافع است : اشق ، مقل و سگبينج ، از هر يك سه ؛ جاوشير و جند ، از هر يك يك ؛ تخم كرفس ، نانخواه ، رازيانه ، حلبه ، سيساليوس و بابونه از هر يك دو ؛ سنبل ، يك ، با آب و شير تازه از هر يك چهل بجوشانند تا به نصف رسد و چهل مثقال او با روغن تازهء گاوى و عسل كف گرفته ، ده و روغن كنجد ، بيست ، در قبل حقنه نمايند و تا ممكن باشد امساك كنند كه آب حقنه زود دفع نشود . [ 770 ] حقنه : جهت درد مفاصل و عرق النسا و امثال آن نافع است : حلبه ، بادام تلخ ، مغز دانهء بيد انجير و تختم كتان ، از هر يك هفت ؛ بابونه ، پنج ؛ شبت و حبّ الغار ، از هر يك پانزده ؛ خسك ، بيست ؛ سورنجان ، هفت ؛ خربق سفيد ، يك ؛ قنطوريون ، دو ؛ سگبينج ، اشق ، جاوشير و شحم حنظل ، از هر يك سه ؛ مقل ، تخم شبت و سداب ، از هر يك هفت ؛ تخم كرفس ، پانزده ؛ انجير زرد ، ده عدد ؛ عناب ، بيست و سپستان ، چهل ، و بعد از طبخ ، نيم رطل را با روغن گاو ، هفت و روغن خيرى ، هفت حقنه نمايند . [ 771 ] حقنه جهت قرحهء امعاء : نافع و به غايت قابض است : برنج و عدس مقشّر ، پانزده ؛ آرد جوِ بو داده ، ده ؛ گلنار ، پنج ؛ پوست انار ترش ، پنج ؛ جفت البلوط ، سه ، در دو رطل آب بجوشانند تا مهرا شود و سى مثقال او را با سفيداب ، گل قبرسى ؛ صمغ عربى ، اقاقيا ، دم‌الاخوين و عصارهء لحية التيس ، هر يك ، يك مثقال و كاغذ سوخته ، يك مثقال و نيم و زردهء تخم پخته ، دو عدد و روغن گل سرخ ، هفت ، حقنه نمايند . [ 772 ] حقنه زرنيخ جهت زحير و اسهال و تعفن قرحهء امعا : مجرب قدما است : نان بكسماتِ سوخته ، سه ؛ زرنيخ سرخ و زرد ، راسخت ، شب يمانى ، مازو و سنگِ آهك آب نديده ، هر يك ده ؛ افيون ، پنج درهم ؛ اقاقيا ، بلوط ، صمغ عربى و دم‌الاخوين ، از هر يك