محمد مؤمن بن محمد زمان الطبيب التنكابني ( حكيم مؤمن )
268
تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى )
زهرهء گاو به قدر ربع و با شير تازه در ديگِ خمير گرفته بجوشانند تا امتزاج يابد . [ 624 ] ضماد مسهل : بر معده و تهيگاه ضماد نمايند : زهرهء گاو ، عسل ، روغن زيتون ، شحم حنظل و زرنيخ بالسوية . [ 625 ] ضماد سلمويه : مسمى به اسم مؤلّف اوست و چون بر فم معده ضماد كنند قى آورد و بر ناف ، اطلاق نمايند و بر پشت زهار ادرار حيض كند : برنگ كابلىِ مقشّر ، عصارهء غافث و قثاء الحمار ، سه ؛ خربق سفيد و مرداسنج ، از هر يك چهار ؛ پيهء بز ، پنج و روغن زيتون ، چهار . [ 626 ] ضماد بقراطى : جهت ورم و صلابات حارّه به غايت نافع است : پوست انارِ مسحوقِ مطبوخ در سركه ، سماق و حى العالم ، بالسوية ، گل ارمنى و آب گشنيز ، نصف يكى ؛ كافور به قدر احتياج ، به روغن گل ضماد نمايند . [ 627 ] ضماد مفاصل حارّه و نقرس : به غايت آزموده است : صندلين و اكليل الملك ، از هر يك ده ؛ شياف ماميثا ، پنج ؛ مثقال اقاقيا ، دو ؛ زعفران ، يك و افيون و لفاح ، يك و نيم مثقال [ 628 ] ضماد فيثاغورس : جهت استسقاء و ماء اصفر و ضعف جگر و معده و رحم و غير آن : زوفاى رطب ، سى با موم ، بيست و چهار ؛ زعفران ، پيه اردك و مرغابى و مرغ ، از هر يك دوازده ؛ صبر ، ميعهء سايله ، مقل ازرق ، اشق و مصطكى ، از هر يك هشت مثقال . [ 629 ] ضماد : جهت اسهال حارّ و ذرب و تقويت معده و جگر : كعك - كه او را به كسماة نامند - ، پنج مثقال ؛ گل سرخ ، شكوفهء انگور - اگر نباشد ، شاخ رز بدل كنند - برگ مورد و تخم مورد ، از هر يك چهار ؛ اقاقيا ، عفص ، حضض ، سماق ، جاورسِ بوداده ، زعفران و مصطكى ، از هر يك دو و كافور ، نيم مثقال با آب مورد بسرشند . [ 630 ] ضماد : جهت اسهال بارده و جهت تقويت جگر و معده : كعك ، هشت مثقال ؛ فقاح اذخر ، سوسنبر ، سعد ، شبّ يمانى ، دمالاخوين ، نانخواه ، پوست ترنج ، جاورس ، مر صاف و كندر دو درهم ، با آب مورد بسرشند ، و هر گاه جهت تقويت معده و جگر استعمال كنند و بىاسهال باشد ، هفت مثقال صبر اضافه كنند و به جاى آب مورد ، با روغن گل ضماد نمايند . [ 631 ] ضماد : جهت طحال و اورام صلبه : انجير زرد ، مغز گردكان ، آرد نخود ، آرد باقلا ، ترمس و تخم كتان ، بالسوية ؛ اشق ، مقل و حلبه ، هر يك نصف يكى ؛ سنبل الطيب ، اكليل و