محمد مؤمن بن محمد زمان الطبيب التنكابني ( حكيم مؤمن )
264
تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى )
[ 598 ] مرهم جهت منفجر نمودن قرحه : كه محتاج به نيشتر نباشد خمير مايه ، سه ؛ بورهء ارمنى ، جاوشير ، سرگين كبوتر و مرغ و دبق مقشّر ، هر يك ، يك به آهك آب نديده و صابون ، هر يك دو با روغن زيتون سرشته ، استعمال نمايند . [ 599 ] مرهم جهت سعفه : زراوند طويل ، راتيانج ، گلنار و اقاقيا ، بالسوية با اندك روغن گل و سركه بسايند . [ 600 ] مرهم بواسير : و مرهم مقل نامند . جهت شقاق مقعد و درد آن ، نافع است : موم ، روغن كنجد ، پيهء مرغابى ، مغز ساق گاو ، روغن كوهان شتر ، زردهء تخم مرغ و مقل ، بالسوية ، مقل را در لعاب تخم كتان حل نموده و مرهم ترتيب دهند . [ 601 ] مرهم ناصور و با صور ضربانى و غير ضربانى : زرد چوبه و مرداسنگ ، ده ، نرم سائيده ، با چهار مثقال روغن گل و دو درهم موم و آب خالص به قدرى كه ادويه را بپوشاند به آتش نرم چندان بجوشانند تا مرهم شود . [ 602 ] مرهم هوجوبه : كه شنكار نامند . جهت زخمها و اورام آن و تشنج و جراحات ، نافع است : هوجوبه را نرم سائيده ، با روغن كنجد ، پنج و موم ، چهار ، مرهم سازند . [ 603 ] مرهم كافورى : جهت كل قروح حارّه و سوختگى آتش و جمره و نمله مجرب است : چهار درهم موم را در پنج درهم روغن گل گداخته ، با سفيداب قلعى ده درهم و كافور قيصورى ، يك ، مرهم بسازند . [ 604 ] مرهم رال : از حكماى هند است . جهت جراحات مزمنه و عسر البرء به غايت مجرب است و به جهت قروح آتشك و ناصور ، به غايت نافع است و منبت لحم و رافع گوشت فاسد و مصلح عضو ضعيف و ظاهراً عديل نداشته باشد و حقير مكرر تجربه در قروح مأيوسين نمودهام : كافور قيصورى ، رال هندى - كه لعل معبرى و شجره و قيقهن نيز نامند - و كات هندى ، هر يك چهار مثقال ، كوفته و بيخته و موم را با روغن گاو تازهء بىنمك كه مساوى مجموع باشد در ظرف آهن گداخته ، اوّل رال را ريخته ، دو سه جوش كند ، پس كات را به دستور ، پس كافور را بريزند و ديگر جوش ندهند و در قروح مزمنهء قديمه تا سه روز با قدرى فوفلِ سوخته استعمال نمايند و بعد از آن به تنهايى . [ 605 ] مرهم زمانى : كه از تأليف والد حقير - « محمد زمان تنكابنى » ( ره ) - جهت جراحات