محمد مؤمن بن محمد زمان الطبيب التنكابني ( حكيم مؤمن )
172
تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى )
[ 178 ] حب الافاويه الكثير الصبر : جهت مرهء سودا و صفرا و بلغم متولده در معده و غشى كه از او عارض شود . صفت آن : دارچينى ، قصب الذريره ، حبّ بلسان ، فقاح الاذخر ، سليخه و قرفه ، از هر يك ده اوقيه ، نيم كوب ساخته ، بيست و دو رطل آب باران در او ريخته ، بپزند تا نصف باقى بماند بعد از آن صبر سقوطرى را يك رطل بگيرند و به اين آب شويند و صاف كنند ، دو مرتبه يا سه مرتبه بشويند تا باقى نماند ، مگر ثفلى از صبر كه احتياج به او نباشد ، پس در آفتاب خشك كرده ، هر يك از زعفران و مصطكى و مر صاف يك اوقيه در او ريخته ، مثل نخود حبّها سازند ، بعد از آن كه به آب خمير كرده باشند . قدر شربت سه درهم به آب گرم . [ 179 ] حبّ الشيطرج : جهت درد مفاصل و عصب و فالج و لقوه و احتباس طمث . صفت آن : تربد ، ده درهم ؛ صبر ، بيست درهم ؛ زنجبيل و خردل ابيض ، از هر يك دو درهم ؛ فلفل ، دارفلفل و عاقرقرحا ، از هر كدام يك درهم ؛ شيطرج هندى ، ملح هندى و وج ، از هر يك دو درهم ؛ فانيد ، چهار درهم به آب كلم حبّها سازند . شربتش دو درهم و نيم تا سه درهم به آب گرم . [ 180 ] حبّ للربع : هليله كابلى و افتيمون ، از هر كدام چهار درهم ؛ عصارهء غافث و عصارهء افسنتين ، از هر يك دو درهم ؛ صبر ، يك درهم به آبى كه در آن رازيانه جوشانيده صاف كرده و حبّها بسازند . قدر شربت ، دو درهم تا سه درهم . [ 181 ] حبّ حلتيت للربع : هليلهء اصفر و عصارهء غافث ، دو درهم ؛ حرف ، يك درهم ؛ حلتيت ، نيم درهم و به آب حبّها سازند . شربتش يك درهم به آب گرم . [ 182 ] حبّ الشعثا : جهت اسهال صفراوىِ مخلوط به بلغم و زرداب . صفت آن : صبر ، بيست و دو درهم ؛ افتيمون ، دوازده درهم ؛ سقمونيا ، سه درهم ، سليخه ، سنبل ، تربد و مصطكى ، چهار درهم ؛ زعفران ، سه درهم ؛ غاريقون ، شش درهم ؛ حماما ، يك درهم ، به آب حبّ ساخته ، شربتش دو درهم به آب گرم . [ 183 ] حبّ السكبينج : از « جالينوس » جهت امراض بارده و استسقاء و قولنج و لقوه و فالج . صفت آن : هليلجات ثلاثة آملج ، پانزده مثقال ؛ مقل ، چهار مثقال ؛ زنجبيل و دارچينى ، پنج مثقال ؛ فلفل ، دارفلفل و اسارون ، سه مثقال ؛ تخم كرفس ، نانخواه ، وج و سليخه ، دو