محمد مؤمن بن محمد زمان الطبيب التنكابني ( حكيم مؤمن )

129

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى )

چهار رطل به او ريخته ، به آتش بگذارند و به آتشِ هموار بپزند و حركت دهند تا شكر گداخته شود و غليظ شود ، مثل عسل و روغن شيرج تازه ، سه رطل بر او ريخته و حركت دهند تا به آب ممزوج شود و از آتش گرفته ، ادويهء كوفته شده را بر او بپاشند و به هم زنند تا ممزوج شود و در ظرف چينى گذاشته ، وقت حاجت استعمال نمايند و قدر شربت از سه مثقال تا چهار مثقال است . [ 49 ] كلكلانج الاصغر : منافعش مثل منافع اكبر است . صفت آن : هليلج هندى ، بليله ، شيرهء آملهء دانه بيرون كرده ، فلفل ، دارفلفل ، شيطرج هندى ، صبر ، زنجبيل ، حبّ النيل ، اترج ، تخم گشنيزِ خشك ، نانخواه ، فلفلمويه ، تخم كرفس ، لسان العصافير ، زيرهء كرمانى و اطموط از هر يك پنج درهم ؛ خيارشنبر از دانه بيرون كرده ، ملح هندى ، قرفه ، ساذج هندى ، هيل‌بوا - كه شوشمير است و اگر يافت نشود عوض آن ، قاقله كبار است - ، حبة السودا ، از هر يك سه درهم ؛ تربد سفيد ، روغن شيرج ، از هر يك بيست استار ؛ شكر سفيد ، صد و بيست استار ؛ مويز دانه بيرون كرده ، دويست و پنجاه استار ؛ آب آملج ، ده رطل ، مخلوط سازند بر مذكورات . صفت ماء الآملج : شير آملجِ دانه بيرون كرده ، سه من ؛ مويز دانه بيرون كرده ، شش من با چهار رطل آب بپزند تا ربعش بماند و آبش را صاف نموده ، در ديگ پاكيزه بريزند و شكر را بر او انداخته ، به آتش نرم بپزند تا شكر گداخته شود و مثل عسل غليظ شود ، پس ادويه مدقوق [ و مسحوقه ] را بر [ او ريخته ، بر بالاى آتش بر هم زنند بعد از آن ، روغن شيره را نيز ريخته ، به هم زنند تا خوب ممزوج شود و مثل خمير گردد و از ] آتش بگيرند و سرد كنند و در ظرف شيشه يا چينى گذاشته ، وقت حاجت استعمال نمايند . [ 50 ] معجون هندى : از كتب هنود نقل شده جهت لكنت زبان ، شرب و دلك آن مجرب است و به جهت اكثر امراض بارده و رطبهء دماغى بىعديل است . صفت آن : زيرهء كرمانى ، دو درهم ؛ فلفل سياه ، دويست عدد ؛ دارفلفل ، صد عدد ؛ قرفه ، دو درهم ؛ نمك نفطى ، دو درهم ؛ قند سفيد ، بيست و هشت درهم ؛ با دو وزن او عسل بسرشند و قدر شربت ، دو مثقال . [ 51 ] معجون شليثا : جهت صرع و سكته و فالج و لقوه و تشنج و نسيان و رعشه و خوف و خبث النفس و خفقان و خيالات فاسد و تغير عقل و درد اندرون و شش و بادهاى غليظه