محمد مؤمن بن محمد زمان الطبيب التنكابني ( حكيم مؤمن )

128

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى )

بزر البنج ، از هر يك ده درهم ؛ فرفيون ، هفت درهم ؛ بزر الحرمل ، قرنفل ، ساذج هندى ، شحم كرگدن ، خربق ابيض ، مرارة الفيل و قسط المر ، از هر يك چهار درهم ؛ طلا و نقرهء سائيده ، از هر يك دو دانگ ، زرنباد ، درونج و كافور ، از هر يك سه درهم ؛ سنبل الطيب ، هشت درهم ؛ مشك ، دو دانگ ؛ افيون ، پانزده درهم ؛ ابريشم خام ، ملح هندى ، اشنانِ ذكر ، كبريتِ بحرى سوخته ، قنّه ، خيارشنبر كه پاك كرده باشند از دانه و چوب ، قردل اسم عربى بسد است و طاليسفر ، و بيخ شاهدانه و برنج و نانخواه صعتر فارسى و بيخ و زوفا و حب الكبر ، از هر يك ، يك درهم ، ادويه را كوبيده و بيخته و صموغ را در شراب كهنه ريحانى خيسانيده با سه وزن ادويه عسل گرفته ، بسرشند ، و بعد از شش ماه استعمال نمايند . [ 47 ] اصفر سليم : جهت مرهء سودا و وجع الصبيان و درد رحم . صفت آن : فلفل ابيض ، زنجبيل ، ملح هندى ، قسط المر ، از هر يك شش درهم ، [ افيون ] ، فرفيون ، جندبيدستر ، زعفران ، قرنفل ، مصطكى و عاقرقرحا ، از هر يك پنج درهم ؛ سعد ، هزارچشان ، فاشرستين ، كه شش بندان است ، زرنباد درونج ، زراوند طويل ، از هر يك دو درهم ؛ دهن البلسان و ماء الكافور ، از هر يك چهار درهم ، ادويه را كوفته و بيخته به روغن بلسان و ماء الكافور چرب نموده ، با سه وزن ادويه عسل كف گرفته بسرشند و در وقت حاجت بعد از شش ماه استعمال نمايند و سعوط او مثل عدسى با آب مرزنجوش جهت علل دماغى نافع است . [ 48 ] كلكلانج الاكبر : و اين معجون ، هندى است جهت درد معده و تبهاى كهنه و غشى و عسر البول و برص و بهق و آبله و سرفهء رطب و قروح شش و عطش و زهرها و برودتِ بدن و بواسير و درد سپرز و دملها و قولنج و زرداب و امراض زنهاى آبستن و اشتهاى طعام ، نافع و قوتّش تا پنج سال باقى است . صفت آن : هليله سياه ، بليله ، شير آملج دانه بيرون كرده ، ترنج ، فلفلمويه ، تخم كرفس ، شيطرج هندى ، فلفل ، لسان العصافير ، زيرهء كرمانى و هندى كه شونيز است و هشقيقل - بعضى گفته‌اند كه شقاقل است - و ملح اندرانى هندى و بهمنين و ملح العجين سياه و سرخ و نانخواه ، از هر يك سه مثقال ؛ تربد سفيد ، يك رطل ، ادويه را كوفته و بيخته شير آملج دانه بيرون كرده سه رطل در بيست و چهار رطل آب شيرين به آتش معتدل بپزند تا ثلثش باقى بماند و از آتش بگيرند و صاف كنند و ثفلش را بيندازند و شكر سفيد ،