بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
630
خلاصة التجارب ( طبع قديم )
مغز نان ماليده بلغ كنند و بدانكه اين مقادير در قيروطيها به جهت احتياط مقرر شده و الا بعضى مردم قوى مزاج هستند كه طبع ايشان بيشتر ازين طلبد مسهل حب النيل از مخترعات مصنف اجزاى تركيب آن بگيرند حب النيل هندى هشتاد دانه و آن را شب در روغن بادام بجنبانند و صباح برآورند و نرم بسايند و يك دانگ زنجبيل و دو دانگ ريوند چينى و نيم درم گل خشك همه سوده و بيخته با آن خلط كنند و در آب نيمگرم بياشامند جمله يك شربت بود و اگر گل نكنند در گلاب بياشامند بلغم لزج و آب زرد و سودا بياورد به سهولت مسهل به سنگ سليمانى هم از مخترعات مصنف اجزاى تركيب آن بگيرند سنگ سليمان كه از كاشان مىآورند و كاسها را بدان رنگ نيكو مىكنند آن را حجر ارمنى گويند اندكى لاجورد مىنمايد ده درم هليله سياه بزرگ پنج درم جمله را كوفته و بيخته اندر روغن بادام مالند آن مقدار كه بجميع اجزاى آن برسد انگاه بستانند حب صبيال و با هر مثقال از ان يك حب سحق كنند و جمله را بعسل چهار سير بسرشند شربتى از ان دو درم بود اقويا را و يك درم ضعفا را حب ساخته و يا در مطبوخى افتيمون باسهال سودا و اخلاط لزج دفع كند و اسهل بود از مسهلات عامه و سنگ دمنه كه در جبال اين ملك يابند همين نوع عمل كند بلكه بهتر و ترتيب مسهل آن نيز همين نوع باشد و اگر لاجورد يك و نيم آن در چهار كنند هم قوى باشد مسهلات اجزاى تركيب آن بگيرند رب هليلهء سياه ده درم رب افتيمون پنج درم رب تربد دو درم و نيم جمله را بسايند و بعسل بسرشند شربتى از يك درم بود تا دو درم اندر گلاب اسهال شود اخلاط غليظ و صفراى قى و محرقه بكند و اگر يك درم سقمونيا مشوى با مجموع ضم كرده بعسل با آب ليمو بسرشند و درمى و نيم در سكنجبين زورى و امثال آن بدهند صفراى محترقه براند و بغايت مصلح مزاجهاى سوداوى طين مقبولى هم از مخترعات مصنف اجزاى تركيب آن بگيرند عناب بيست عدد و آلوى بخارا و غير آن سه عدد انجير پنج عدد گل سرخ دو درم بنفشه را دو جوش دهند انگاه آن را بيالايند و ده درم فلوس خيار شنبر در ان حل كنند و بيالايند باز مقدار نيم قاشق بزرگ روغن بادام بران ريزند شرينى بود تمام خلط لزج و سودا سوخته و صفراى محترقه بياورد و مردم سوداى را عظيم موافق بود و اگر بيك درم افتيمون در صره بسته همراه گل بنفشه در ان بجوشانند مسهلى نيكو شود و سودا و صفرا نيز دفع كند حارشربت