بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

609

خلاصة التجارب ( طبع قديم )

كرده بود يك درم و چنان مىخورد اين دوا بيخ امراض خبيثه مزمنه را برميكند به زودى اما طريق خوردن جوز ماثل دو نوع بود يكى آنكه صرف آن را عادت كنند چنانچه دستور خوردن افيون است ديگرى آنكه ادويه مقويه با آن ضم كنند كه جزو غالب آن باشد و اين نوع انفع باشد و مداومت اين تركيب را بزهرى خاص نباشد ليكن چربيها و شيرينيها با اين انفع باشند و چيزهاى سرد و خشك سبب غلبه خشكى شوند و چيزهاى سرد و تر و غليظ بلغم فسرده اندر معده پديد آورند و از ان وحشت رسد و معاجين آن بعضى در قرابادين مذكور خواهد شد ان شاء اللّه تعالى اما طريق خوردن مار سه نوع بود يكى آنكه پخته گوشت آن را بتدريج عادت كند بدستور مارگيران دوم آنكه بدستور حكماى يونان در معاجين كنند و بدان مداومت مىنمايند سوم آنكه بدستور تعينى سازند از اصول نافعه مقوى مىسازند مثل بيخ هلهرك و بيخ مارجه و بيخ كبر و بيخ فاشرا و بيخ جوزماثل و بيخ شيطرج سياه و بيخ سمنا جمله كوفته و از علفهاى مقوى نافع مثل شبت و بهنگره و كالاچرا و نكارجوقى و سمناى پودينه كوهى و فناء الحمار و اسفند و برگ هلرك جمله نيمكوب و از تخمهاى مقوى حافظ مزاج چون نانخواه و سياه تخمه مستعمل و جوز ماثل و انيسون و زيره و تخم تيزك و تخم بهنگرا از هر جنسى اجزاى آن برابر كنند و ازين جمله را در خمى كرده در زمين دفن كنند و بعد شش ماه كه جميع آن اجزا خاصيت و طعم و قوت خود با آب باز داشته باشد و سه عدد مار سياه اندر آن خم اندازند و سر آن را بگيرند و بگذارند تا هفت سال كه اول محل قوت آسمان‌ست و اين هنگام اجزاى مار و ادويه جمله تحليل يافته يك صورت آبى گرفته باشد پس اين آب را بپالايند و صاف كرده در ظرف چينى نگاهدارند و هر روز اندكى مىخورند تا به مقدار يك شربت آب نيكو رسانند و بعضى تا دوازده سال كه محل بلوغ كودكانست خم را حفظ كنند انگاه صاف كنند و خورند و اين را قوت زياده يابند و بعضى امتحان قوت و نضج اين تقيع بدان كنند كه رنج را با آب تنها نيم پخته كرده درين خم اندازند همراه مار در هرچند گاه دانهاى آن ترنج را ببيند اگر سرخ و بزرگ شده چون دانه انار رسيده باشد و الا بعد از رسيدن آن هم بر سبيل عادت خورند و قوتهاى عظيم دريابند و در وقتى كه چون جوگيان كلب مىكند و شربت و غذاى ايشان دايم ازين آب و دانه باشد و پرهيز اين قريب پرهيز زرنيخ باشد و اللّه اعلم اما طريق احتياط از ورود سموم و از حيوانات سمى و موذى اولى آنست كه بهر سمى قوى عادت كنند تا از محكمه مضرت نيابند بسمى و عضى هم موثر نباشند و اگر اين تدبير ميسر نشود به خوردن