بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
603
خلاصة التجارب ( طبع قديم )
به تخصيص بيش و هلهل و قرون السنبل به اجماع حكما بول يعنى پيشاب مرد روزهدار را چون سالى چند جهت نهش افعى بران مىريزند بغايت نافع بود و با نطرون بر همه عضوها ماليدن و طلا كردن مفيد آيد و كهنه آن را آشاميدن جهت ارنب بحرى و اكثر سموم نافع بود و حكماى هند گويند هركرا حيوانى بگزد بول او ترياق آن لسع باشد و چون بياشامند و طلا كنند و آنها كه به خوردن سموم معتاداند بول ايشان اكثر سموم و لسوع بود شربا و طلا زبل گويند چون زبل خروس بياشامند جهت سمى كه خورده باشند فى الساعة بقى آورد و زبل كهنه سفيد شدهء سگ ترياق لسع خرچه و ساس و سپس و كركسى باشد و اگر پيشتر هم خورند از گزيدن ايشان مضرت نيابند و زبل آهو و سگ با خمر بياشامند جهت سموم نافع آيد و ضماد لسوع بود زبل تيس و اكل به سركه پخته با شراب بر لسوع طلا كردن مفيد آيد مس خراطين چيزى آهنمانند بود كه از كرم خراطين كشند چون دو دانگ به آب بسايند و بخورند جهت سم نيش نافع بوده اگر در طعام مسموم اندازند جوش برآرد و قوت سم آن بشكند شاخ كرگدن چون طرفى از ان بسايند زهر خورده و ملسوع و مغضوض در ان آب و طعام و شراب خورد عظيم مفيد آيد و طعام مسموم درين ظرف كنند جوش برآورد و و قوت آن بشكند انفخه پنيرمايه بود كه از شيردان حيوانات شيرخواره گيرند طبيعت آن جمله گرم و خشك باشد و گويند تازهء آن در جمله ترياقى نيكو بود نسبت باكثر سموم كسى كه شوكران يا فربيون و امثال آن خورده باشد بغايت نافع آيند به تخصيص الفخه جدى و در سوم نيز اين اقوى بود بعده مايهء آهو بره چاترى و شربتى ازينها درين ابواب سه آلو لوسات بوده از ده قيراط دفع ضرر دائما كمتر مستعمل نباشند و از خواص انفخه اينست عقد شير و اخلاط رقيقه و منع سيلان رطوبات و تحليل خون و شير كه در معده و غيرهما بسته شده باشد و سميت پيدا كردهاند رزا چيزى بود زرد و متحجر و سريع التقتت كه احيانا در زهره گاو باشد بوقت پرىماه و اجزاى آن چون از مراره حاصل شده بغايت طعم تلخ بود و طبيعت آن گرم و خشك است در آخر سوم درجه دو دانگ با دو حبه از وى بياشامند نافع آيد لسع عقرب و رتيلا و زنبور و با او سركه سائيده ماليدن هم نافع بود و با شراب يا شير خوردن جهت اكثر سموم ماده مفيد آيد و زهره گاو را نيز قريب بدين منافع بود خون تيس و گوزن آنچه گياه مخلصه ترياقات خورده است خون او ترياقى و نيكو بود اكثر سموم و لساع را چون يك ملعقه با خمر بياشامند و آنچه