بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
602
خلاصة التجارب ( طبع قديم )
و غير محرق او جهت خناق و قطرب و امثال آن نافع بود و عض كلب كلب را و چون با آب يا روغن بياشامند مضرت ذراريح بازدارد و با انجدان مضرت خون گاو طرى را رفع نمايد حجر پاد زهر آنچه از هند و ختن آورند همچو ثوم و برنگ زرد باشد يا اغبر بهتر باشد چون دوازده شعيره از ان بياشامند نافع اثر آن باشد و افعى دو شعيره از ان بخورد بميرد فى الساعة و بر مواضع عض بپاشند و طلا كنند بصلاح آيد بر لسع عقرب نهند درد ساكن شود فى الساعة خاك لانه حسن كدو حسن كدو مرغيست كوچك و كبود رنگ و كوتاه دم اندر كوهستانها بسيار بود به روى سنگها و كوههاى بلند خانه سازد از گل بهيئت گنبدى و در كله آن گنبد راه آمد و شد او باشد و همواره جغجق ( حقحق ) و فرياد كند و گوشت حيوانات و حشرات و دانه جمله خورد و بهترين خاك لانه آن بود كه كهنه باشد و استخوان مار در ان يابند چون آن خاك را در آب آغشته كنند و آب آن را از جهت عض سباع ديوانه بخورند توحش آب را منع كند و بر گشادن بول و آمدن به چهار پاى دهند و چون در اوائل خورند اكثر آن بود كه بصلاح آورد چنانچه پخته نبايد خوردن بخير بگذرد كبريت آن را گوگرد گويند و آن انواع بود سرخ و سفيد بهترين سرخ بود و اعلاى آن را از كوه دماوند گيرند طبيعت جمله گرم و خشك باشد در سوم درجه چون گرم كرده بر محل لسوع پاشند عظيم نافع آيد و با آرد عجن كرده و يا با بول آميخته و يا با عسل ضم كرده و يا با ذيل خشك انسانى به آب و يا با علك البطم گداخته بر لسوع بندند بغايت مفيد بود و و ملسوع را در آب گوگرد نشستن بسى نافع آيد و اللّه اعلم اما ترياقات حيوانى مطلقا آنچه معتمد و از مضرت معتد بها عارى باشد اينجا مبين گردد باد الزهر تيسى معروف است بهترين آن بود كه بزرگ باشد و بهيئت و لون زيتون بود چون با آب بر سنگ سايند همچو شير سفيد رنگ باشد كه سائيده شود و اگر سوزنى تابيده برو فروبرند در وى از ان برآيد دو دانگ از وى سائيده و با شير يا گلاب حل كرده با دوغ يا خمر يا آب غوره يا آب ليمو بياشامند اكثر سموم و لسوع را دفع كند اگر كسى هر روز بر نيم دانگ از ان خوردن عادت كند هرگز هيچ سمى بر او موثر نهآيد و در تقويت قوى و منع خون رفتن از اعضا و دفع عفونات شافى عالى دارد مسك نخست محلى كه حاصل مىشود اصنافست تبتى و چينى و خرخرى و هندى و بحرى بهترين تبتى غير مغشوش بود به جهت آن كه آهوى آن سنبل و غيره مىچرد و مع ذلك و آنچه زرد رنگ و سبب بوى باشد بهتر بود و آنچه در ناف آهو گيرند بهتر از ان بود كه خود در صحرا از ناف ريخته باشد طبيعت جمله گرم و خشك است در سوم درجه و گويند خشكى او زياده است و مطلق او ترياق سموم نباتى است