بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
601
خلاصة التجارب ( طبع قديم )
و اقوى از ملوخيا باشد طبيعت جمله بسردى و ترى مائل بود و برگ آن را چون با زيت بر لسع زنبور ضماد كنند درد ساكن سازد و تخم آن را جهت سموم چون بياشامند و قى كنند منفعت دهد و لسع رتيلا بغايت نافع آيد غاريقون سفيد بعضى گويند غاريقون مطلق بيخىست و بعضى گويند در ميان درخت متكون مىشود بر سبيل عفونت و از جنس بوسيده ميان اشجار و بهترين وى آن بود كه لون كه لون ان نيك سفيد بود و در ملاست و ترى كمتر و خفت و تفتت بپوده بيد باشد و طعم وى اندكى تيز باشد و قبضى و حرارتى از ان بمذاق دريابند و در ابتداى ذوق اندك حلاوتى هم فهم شود و آنچه صلب باشد و يا لون دگر داشته باشد نيك باشد طبيعت وى گرمست در اول درجه و خشك ست در دوم درجه شربتى از وى جهت اسهال سودا و بلغم تا دو درم باشد چون ضماد كنند بر لسع هواى كه سم ايشان سرد باشد نافع آيد و يك درم از ان با شراب بياشامند لسع اكثر هوام را مفيد آيد و اللّه اعلم اما ترياقات معدنى مطلقا آنچه معدنى است و از مضرت معتد بها عارى باشد مبين مىگردد طين مختوم گلى است سرخرنگ قرصها ساخته و مهر برزده از جانب فرنگ آورند و علامت خوبى وى آنست كه خالص باشد و بوى شبت از ان آيد و بر زبان چسبان بود و بر محلى كه خون ازو رود بباشند و خون را و بندد و يك درم چون با شراب بياشامند با سموم قتاله مقاومت كند و جميع نهوش را نافع بود شربا و طلاء مع انحل و اگر پيش از انتشار سم در بدن بخورند چندان قى آورد كه دفع شود و قبل از درد و سم منع تاثير آن كند طين ارمنى معروفست طبيعت آن سرد است در اول درجه و خشك است در دوم درجه و نافع بود با شراب رقيق يا ممزوج جهت و با و عفونات و حميات وبائى و بسى نافع آيد نزف الدم و نفث الدم و قروع عفنه و سل و عفونت اعضا را با مايعات لائقه و مطبوخات مناسبه و با سركه بر نهش عقرب و زنبور طلا كردن فى الحال تسكين دهد لفظ سفيد و سياه آن مشهورست و كثير الاستعمال سپيد آن را حدث و نفوذ بيشتر باشد طبيعت لفظ گرم و خشك است با چهارم درجه بر جميع لسوع مكررا طلا كردن عظيم نافع آيد موميائى معروفست طبيعت آن گرم بود در دوم درجه دو حبه از ان با طبيخ باشد و انجدان بياشامند جهت سموم نافع آيد و قيراطى با جمير بياشامند جهت لسع عقرب مفيد بود و قيراطى با روغن گاو هم بلطوخى نافع آيد بوره زرگرى طبيعت آن گرم و خشك بود در آخر و دوم و گويند يبس او تا سوم درجه رسد خوردن محرق