بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

598

خلاصة التجارب ( طبع قديم )

نافع آيد و از بخور تخم سروى كوهى و بار سرو مطلقا هوام بگريزند و تخم سرو را گويند مطلقا با همه سموم مقاومت نمايد زبرترى بهيئت شونيز بود و طبيعت آن گرم بود در آخر دوم درجه و خشك بود در سوم درجه چون با شراب بياشامند جهت نهش هوام نافع آيد سياه تخمه مستعمل طبيعت آن گرم و خشك است در سوم درجه يك دو تخمى از ان بياشامند جهت لسع رتيلا نافع بود ضرر سموم را كم كند عنب عصارهء غورهء انگور كه شب بر ماهتاب مانده صاف شده باشد يك گره از ان دركشند به ناشتا گزندگى اكثر هوام را نافع آيد به تخصيص ساس و خرجه و سپس و كركسى و زنبور دراز را و خمر عصارهء آن ترياق اكثر سموم بود و زود و اثر بدنى رسد و در اعضا نفوذ كند و منع نفوذ سموم كند و هر ترياق كه با او ضم كرده خورند آن را زود بدل و اعضا و ارواح رساند و تاثير آن را زودتر پديد آيد و سركه آن را بر نهوش طلا كردن نافع آيد خصوصا كه بر گل پاكيزه خشك چكانند و درد لسع زنبور را فى الحال تسكين دهد و خوردن بعد ادويهء جاليه قوت آنها را بشكند كافور مشهور است و آن انواع بود بهترين آن قيصورى و جودانه است طبيعت آن سرد و خشك است در سوم درجه ترياق بسمهاى گرم و مفرح دل و منوم و تلطف روح باشد و بالخاصية خوردن آن طبع پيرى پديد آورد و منى را خشك كند و شهوت را ضعيف سازد ليمو پوست و تخم او گرم و خشك بود در دوم درجه و ترشى او سرد و خشك بود در دوم درجه در جمله اجزاى او ترياقى نيكو بود نسبت باكثر سموم و در پوست ترياقيت بيشتر باشد و مقوى قلب بود و ترشى او ترياقيت بيشتر از تخم او باشد و قبل از وقوع سموم خوردن هم نافع باشد باردارو بيخىست بزرگ برگ نبات آن به برگ زر شبيه بود و نبات آن همچو رز بر درختان بررود باران همچو خوشهء انگور سياه كوچك دانه بود و اين بيخ را در ترى چون قطع كنند رطوبتى غليظ چون سرشك باز از وى برون آيد ليكن بدبوى باشد و لون آن بيخ از سفيدى بزردى گرايد خصوصا در حين خشكى و از بيخ ترب صلب‌تر و عظيم‌تر باشد و نبات آن را كرمة اليفيا خوانند و صنفى ديگر بود كه لون آن بسفيدى و سياهى بزند و رنگ ورق و نبات آن هم از سبزى بسياهى گرايد و برگهاى آن بهتر و قوىتر باشد و آن مستعمل نباشد طبيعت جمله گرم و خشك بود در سوم درجه يك درهمى يا دو درهمى ازينها با شراب بياشامند نافع بود جهت نهش افعى و لسع جميع هوام با سركه شايد طلا كردن