بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
596
خلاصة التجارب ( طبع قديم )
طبيخ آن جمله نافع بود نهش هوام را شربا و طلاء به تخصيص نهش عقرب بد را هلزك علفى بود در كوهستانها بسيار رويد نزديك آبها و ساق آن مقدار دو ذرع شود و ضخامت مثل عصائى بود و چون خشك سفيد بود و برگهاى آن پهن بود و بهيئت برگ خيار و تخم آن بهيئت تخم لالهء كوهى بود بوى تخم و علف آن قريب به بوى دينارويه باشد بلكه اقوى بود و علف تازهء آن در بهار آن در دوغ پرورند و با طعام خورند طبيعت تخم آن گرم و خشك بود در سوم درجه يك درم از ان بياشامند اكثر لسوع را نافع آيد دارچينى طبيعت آن گرم و خشك است در سوم درجه مفرح قلب و مقوى قواى بدنى بود و با انجير كوفته ضماد نيكو بود لسع عقرب را و خوردن وى ضرر سموم هوام را دفع كند در مقويات نافع آيد بارخيار چون تازه بود با شراب بياشامند نهش هوام و حشرات را عظيم نافع آيد و با شحم كوفته ضماد كردن نهش و عض حيوانات را نافع باشد طبيعت آن سرد است در اول درجه و خشكست در سوم درجه رفته مشهور است آنچه رطب بود چون با ادويه بهخورند با جميع سموم مقاومت كند و نمك بر نهش افعى و حيوانات سمى طلا كردن نافع آيد حب الرشاد تخم تره تيز است و آن را حرف هم گويند طبيعت آن گرم و خشك است در سوم درجه خوردن آن و با عسل ضماد كردن نافع آيد نهش هوام را و از دود وى بگريزند ثمرهء چشك برى خشك نباتيست شوكه برگ آن شبيه است ببرگ خرفه و برى آن را شاخهاى دراز بود و بر زمين گسترده شده و پيش برگهاى وى خارى صلب و تيز برآمده و بارى صلب آورد و بستانى را شاخهاى از زمين برخاسته باشد و سر شاخهاى وى قوىتر از بيخ شاخها بود و برگ وى پهنتر بود و خار وى نزد ورق وى نهاده بود و چيزها بران رسته باشد همچو موى باريك و مجتمع چون سه سنبله و بارى صلب با آن بود طبيعت ثمر وى مطلقا گرم و خشك است در اول درجه ليكن برى را فزونتر باشد از نهرى چون دو درم از ان با شراب بياشامند نهش افعى را نافع بود دو درم تخمى با شراب سموم قتاله را مفيد آيد حماض علفى است ترش طعم و برگهاى پهن دارد و برگ و قوى و بعض جايها آن را ترشاله گويند آنچه از آب و در رويد بهتر باشد و خوردن آن لسع عقرب را مفيد آيد و چون تخم آن را خورده باشند اگر عقرب بگزد هيچ مضرت نكند و طبيعت آن بگرمى مائل بود و تر باشد در دوم درجه