بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
589
خلاصة التجارب ( طبع قديم )
بيشتر از ان نيز مهلت تواند يافتن و بسيار مسمومان را ديدهام و هم شنيدهام كه بعد از علاج هر سال همان وقت باز اثرى از مضرت آن سم ظهور مىيافت و ديگر علاج مىكردند و سالها بر همين نهج مىگذشت و اكثر سم آن در چهل روز بكشد و چون گزيدن سگ ديوانه با غير ديوانه شبيه شود و خواهند كه تحقيق كنند بايد كه چيزى خوردنى بران جراحت بندند و ساعتى بعد از ان پيش مرغ گرسنه اندازند اگر نخورد و نفرت نمايد يا بخورد بميرد ببايد دانست كه ديوانه بود و الا نه و اگر چيزى از ان جراحت مىپالايد قدرى نان يا گوشت بدان بپالايند و نزديك سگ ديگر اندازند اگر نفرت كند و نخورد ببايد دانست كه ديوانه بود و الا نه و آنجا كه زخمى نبوده باشد مشكل بود احتياط بسيار بايد و اللّه اعلم گرگ ديوانه علامات آن و اعراض گزيدن آن همچنان بود كه در سگ گفته شد ليكن سم گرگ بدتر باشد و از چهل روز در بگذرد و اكثر به كمتر از چهل روز كشد مريض بجاى سگ گرگ بيند و بهراسد و قبل از خوف از آب بعضى خلاصى يابند بعلاج گفتار ديوانه و شغال ديوانه و روباه ديوانه و راسوى ديوانه علامات اينها اعراض گزيدن اينها قريب باعراض گزيدن سگ ديوانه بود و در آب ازينها بيند و ترسد و تخصيص بذكر اينها با وجود امكان جنون ديگر حيوانات هم مضرت از انها آنست كه اهل تجربه جنون اينها را بىآنكه حيوان ديگر اينها را گزيده باشد بواسطهء ديوانه شده باشند ديدهاند و در حيوانات ديگر نديدهاند و ببايد دانست كه اين جانوران ديوانه زود مىميرند بجموع و عطش و اضطراب و سميت مادهء خود و جنون آدمى نه اينچنين است اما ترياقات نباتى مطلقا آنچه معتد و از مضرت معتد بها عادى باشد اينجا مبين مىگردد و مخفى نماند كه خصوصيت فعل هر ترياقى و طريق استعمال آن به محل ديگر بتقريب معالجات و غيره مذكور خواهد شدن ان شاء اللّه تعالى جدوار به فارسى مادهء پروين گويند و آن چهار نوع بود بنفشجى و سياه و سفيد و زرد و بهترين جمله بنفشجى بود كه چون به آب بر سنگ بسايند و كاغذى سفيد بدان بيالايند بنفشگونه شود و بايد كه مخروطى و صلب اندرون گران وزن بود و بغايت تلخ بود جهت آنكه هر چيزى كه تلخ باشد از ترياقى خالى نبود هرچند تلختر بود ترياقيت آن زياده باشد