بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

583

خلاصة التجارب ( طبع قديم )

و هموارى دشت جاى دارد و آنچه بتابستان و آخر بهار گزد بدتر از ان بود كه بديگر فصل گزد و آنچه سياه بود بدتر از سرخ باشد و سرخ بدتر از زرد بود و زرد بدتر از سفيد باشد و سفيد بدتر از يكرنگ باشد و خاكسترى ميان سرخ و سفيدى بود بعضى بدتر از سرخ باشد و آنچه يك زخم زد زخم ديگر او ضعيف‌تر از زخم اول باشد و آنچه در خشكيها گرمى روز گزد بدتر از ان بود كه در ميان آب اتفاقا و يا در وقت خنكى و آخر روز و شب گزد و آنچه خشم‌زده بود بدتر از آسوده باشد و آنچه در وقت جفت گرفتن گزد بدتر از اوقات فراغت آن باشد و آنچه نيش بر شريان يا عصب يا رگ رسد بدتر از ان باشد كه بر پوست و گوشت چسپد و آنچه به اعضاى رئيسه نزديك بود بدتر باشد از آنكه دور بود و نزد حكما و مجربان هند زخم مار سياه بدتر باشد از ديگر رنگها و هرچند سياه‌تر باشد بدتر باشد و زهر مار مطلقا نزد ايشان سرد است جهت تخدير و خواب آوردن و كم درد كردن و بگرميهاى قوى علاج يافتن و نزد حكماى يونان و اتباع ايشان زهر مار در غايت گرمىست جهت سرعت نفوذ و احراق و تعينات قويه سريعه و توليد حرارت و زهر مار بيشتر در زهره و دندان و كله و قريب دهن باشد و اللّه اعلم انواع عقرب كژدم سه نوع بود يكى آنكه دم برداشته دود و آن نخست لون بسفيد باشد نه صنف باشد شكرى و زرد و سبز و كبود و خيرنك و مك و سياه و دودناك و ديمى و باشد كه بعضى را غالب تن زرد بود و دنباله سياه باشد و اين نوع كژدم اندرين ممالك بسيار بود و بوقت طلوع شعاع شحابى حركت و قوت ايشان بيشتر باشد و از جمله اصناف وى ماده بزرگتر بود از نر و ليكن نيش ماده باريكتر باشد و بعضى عقربها دو نيش باشد و از زخم او دو نشان پديد آيد و از جمله اينها زهر سياه بدتر باشد و زرد و سفيد ضعيف‌تر بود و مهرهء دنبال بعضى را بيشتر بود و بعضى را كمتر و اغلب شش مهره داشته باشند از هر كژدم بيشتر در نيش دم او باشد و مطلقا كژدم كور بود و از گزيدن بدين نوع همه تن گرم شود و جايگاه زخم سرخ گردد و آماس و درد كند و پندارد كه برف بر وى مىبارد و گاه بخلد همچو خليدن سوزن و لبها اختلاج كند و فواق و قى غالب شود و بقى چيزى لزج برآيد و لرزه و استرخا پديد آيد در همه تن و باد اندر شكم افتد و لون او بگردد و قراط بر وى افتد بتخصيص كه زخم بر سافل بوده باشد و ترى لب و دهان مىافسرد