بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
582
خلاصة التجارب ( طبع قديم )
و از ان نزف بدرآيد تار ابريشم در دهن او بود و به زور او او را دو پاره كرده بود از سر تا دم از گزيدن آن هم قريب به مار افعى اعراض پديد آيد و آن كمتر گزد و قسم ديگر موسوم به بلوطيه بود جهت آنكه در محلى كه بلوط بسيار باشد مارى دارد هركرا بگزد پوست باز گذارد و آنكه او را تعهد و علاج كنند هم پوست باز گذارد و ازين مار بوى خوش آيد و هركه او را بكشد اين بوى درو گيرد و اعراض لسع آن گزيدن چون اعراض گزيدن افعى است و قسم ديگر موسوم بجاورسيه جهت مشابه رنگ او برنگ گاورس و اعراض لسع آن نيز همچو گزيدن افعى است و قسم ديگر موسوم به غشا بود و اين مارى باشد رنگين برنگهاى مختلف از گزيدن آن جگر و رودها خورده شود و بريزد و در روز بكشد و قسم ديگر موسوم بكفچه بود جهت آنكه سر و چانه او پهن باشد و ميان سر او دو چالى بود و گردن بلند شبيه كفچه و چون به راه رود سر و سينه را سخت بلند برداشته رود چنان كه گوئى ايستاده مىرود و از گزيدن آن نيز همچو اعراض ميش افعى پديد آيد و در موضعى از چنپال حوالى يزد مارى بود مقدار يك شير و از سر تا بدم بيك اندازه و برنگ صفدع صوت بود و كور و چون بر سر راهها خسپد پندارد كسى وزغى خفته است و آن مار را ندوارا گويند موسوم بموضعى كه آن نام دارد جهت غلبگى آن در آن محل و بعضى آن را كورمار گويند جهت آنكه كور است از گزيدن آن اعراض لسع افعى بد ظاهر شود و زودتر از ان بكشد و قسم ديگر هم موسوم بسموريا بود آن مارى باشد بزرگ و دريائى و گزيدن همچو گزيدن افعى بود و قسم ديگر هم دريائى بود كه از گزيدن آن درد سخت گيرد و ملسوع سرما يابد و خدر شود و هلاك گردد با سمى مخصوص نبود و قسم ديگر موسوم بسالح بود و آن مارى بود سخت سياه باشد در جايهاى دور از آب و سنگستانها مارى دراز و از گزيدن اعراض افعى پديد آيد و بعضى زودتر از افعى كشند ببايد دانستن كه زهر ماران اگرچه در يك طبقه باشند بحسب اوضاع مواضع اوقات و احوال متفاوت باشند چنانچه زخم مار ماده بدتر از مار نر بود جهت آنكه دندانهاى نيش ماده چهار و بيشتر بود و نر را اكثر دو نيش بود و در طبقهء افعى نر گويند كه به بعضى اقوى باشد و مار جوان بدتر از پير بود و گرسنه بدتر از سير بود و در يك صنف بزرگتر و درازتر آن بدتر از خرد و كوتاه باشد و آنچه در مواضع خشك بود بدتر از ان باشد كه به نزديك آب مىباشد و آنچه در ميان سنگ و كوه جاى دارد بدتر از ان بود كه در نرمى