بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
568
خلاصة التجارب ( طبع قديم )
آيد و يبروج طلا اكثر لسوع بود شوكران به لعبت برى مشهور است و آن بيخ نباتى بود شبيه نبات رازيانه برى و در حوالى يزد و تفت بسيار شود و گويند شوكران تخم اين نباتى بود كه بيخ آن را تفت نامند طبيعت آن سرد و خشك بود و در آخر سوم درجه از خوردن وى نخست اطراف سرد شود و تاريكى چشم و دوار پديد آيد پس بتشنج و خناق بعصب كشد و هلاك كند شيخ آن را از جملهء انواع بيش عد كرده است و نزد من بعيد مىنمايد جهت اتفاق جمله اطباى اين ديار بر گرمى بيش و سردى و يبس شوكران و قول شيخ مقوى قول حكماى هند است در طبع پيس كرمدانه مشهور است در ميان و طبيعت آن گرم و خشك بود و در سوم درجه دو مثقال از وى بخورند خارش در همه تن افگند و بياماساند و هلاك سازد خربق سياه عروق صغار كم برگ و سياه رنگ بود كه از نزديك اصل وى گيرند طبيعت آن گرم و خشك در آخر سوم درجه از ان چون زياده خورند اسهال بافراط كند و گلو بگيرد و دو درم از وى بتهج خشك هلاك سازد جنكهنك تخم درختى بود بدبوى و بلند به مقدار يك ذراع و نيم و تا دو ذراع در كنار بعضى آبها بسيار رويد و برگ او شبيه برگ قنب بود و شاخ وى به شاخ عودى و بزردى مائل بود و بيخ آن اكثر زرد باشد طبيعت آن گرم و خشك بود و در اول چهارم درجه يك درم و نيم از وى كشنده باشد و فعلى و اعراض آن همچو فعل و اعراض خربق سياه بود و گاه باشد كه چندان قى آورد كه بار نتوان داشتن و بعضى گفتهاند كه جنلهنك تخم تربد سياه است و تربد زرد پوست بيخ وى است و آبى كه اين شجره در كنار آن بسيار رويد مضر باشد و جبلهنك هندى اقوى بود از غير هندى صمغ سداب برى كه آن را تعيا گويند حرارت وى زياده از حرارت نبات وى بود و از خوردن وى همان امراض پديد آيد و باشد كه باد درد شكم افتد و زبان بياماسد و بكشد و احراق و تخفيف آن نيز زياده از نبات خود بود ليكن جهت رطوبت فضلهء كه در او است احراق ويرا دير نيايند امّا بعد از ساعتى سوزش و حدت او در گلو و دهن پديد آيد و قوت اين صمغ تا سالى بيشتر نباشد ميوزج آن را بعضى عوام كشمك كاولبان گويند جهت آنكه كاولبان آن را گيرند و فروشند و در هيئت بكشمش كوچك ماند و لون از زردى بسياهى گرايد و لزج بر دست چسپيده باشد و اندر كوهها رويد و طبيعت او گرم و خشك بود در سوم درجه و از خوردن