بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
554
خلاصة التجارب ( طبع قديم )
و در ان ايام مريض چيزى قليل و لطف مناسب خوردن و چون درد در دست راست باشد و كحل دست چپ را بگشايند و برعكس در زانوى راست باشد باسليق دست راست را بگشايند و اگر در زانوى چپ باشد باسليق دست چپ را بگشايند و اگر در هر دو پاى بود از هر دو باسليق بيكبار فصد كنند و اگر در هر دو دست بود از هر دو اكحل بيكبار فصد كنند و خون به مقدار قوت بردارند و بعد سه روز يا دو روز از ان قى فرمايند خصوصا كه درد در پايها باشد و اگر بدين هم تسكين نشود مسهلى لائق هم دهند در يكى از ايام بحران بتخصيص در هفتم و يازدهم و چهاردهم غذا و شربت سوء المزاج دموى مىدهند چنانچه در امراض دموى مرارا مذكور شده و در باقى اخلاط هم برين قياس بايد كردن و درين اثنا بنطول آب سرد با طلاى رادع فى الجمله منع ريختن مادهء غالب به محل بايد كردن و آنجا كه مادهء صفرا باشد چنان رعايت بايد كردن كه نخست برداعى قوى منع ماده مىكنند و شربتهاى مناسب مىخورانند و انتظار نضج مىكشند و بقى ماده را كم و بخلاف مايل مىسازند و چون نضج پديد آيد مسهل صفرا بدهند ليكن در جمله مواد كرم چون تپى يا درد اتفاق افتاده باشد يا تشنگى غالب و حرارتى در مسهل دادن و در غذا و شربت ملاحظهء جانب آن بايد نمودن و مسكنات آنها در تدابير هم به كار بايد داشتن و آنجا كه مادهء بلغم خام بوده از ابتدا در نضج ماده كوشند بمبالغه بخورانيدن كلنگبين عسلى بر ناشتا با آب رازيانه و اشباه آن و رادع دور دارند و بنضج تام استفراغ كنند و اين قسم چون عسرترست استفراغات اين قوىتر بايد وقتى قبل از مسهل و بعد از ان مكرر و بمبالغه بايد كردن و آنجا كه ماده آن مركب از بلغم و صفرا بود هم نخست تدبير نضج بايد كردن و بخورانيدن چيزهاى مركب كه مناسب هر دو ضد بود چنانچه در سطر العنيب و عنب غير خالصه و اشباه آن مذكور شده و قى بسيار بايد فرمودن و بعد نضج مسهلى كه هر دو خلط را دفع كند دادن و آنجا كه ماده از سوداوى خالى نباشد از منضجات و مسهلات سودا هم استعمال بايد كردن و هرگاه نضج دير حاصل شود ماء الاصول با روغن خروع چند روز بايد دادن و آنجا كه باسهال ماده دفع نشود و مدرات قويه بعد از ان بايد دادن و چنانچه در بحث امراض گرده و مثانه مبين شده و بسيار بود كه بمدرات محض رفع نمايند و حاجت بمسهل نيايد و آن براى طبيب مجرب منوطست