بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

532

خلاصة التجارب ( طبع قديم )

بر طرف شود به بول و به سهولت بيرون آيد بعد از ان بايد فرمودن تا به پشت باز خسپد و قابلهء برصول رانهاى او را از هم بازگيرد و از پشم مرغزى پاكيزه برشان پليته پيچد و رحم را بدان پليته باهستگى و احتياط تمام بجاى باز برود آن را بردارد و پارهء پشم ديگر را بعصارهء اقاقيا و يا به شراب گل كه چيزى قابض مناسب در ان جوشيده باشد تر كرده بر فم رحم نهند و پشم ديگر را به سركه ممزوج و تر كرده بر فرج و زهار او بنهد و با اينها مريض رانها بهم گيرد و بر پهلو بخسپد و در اوقات اين اعمال احتياط كند تا روزى عطسه واقع نشود و بعد ازين محجمه آتش بر حوالى ناف و كمر پيوسته مىنهند و عطرهاى خوشبوى مىبويانند و نفس خود پيوسته بازمىكشد تا بدين حيلها رحم بجاى خود بازآيد و از بويهاى كريه كه رحم از ان گريزان‌ست و از هرچه تعب آورد ازو دور مىباشد و دو روز بر همين شكل مىباشد روز سوم پشمها را بدل كنند آن را به پشمى كه آن را بشرابى كه برگ مورد گل سرخ و نار پوست و اقاقيا و غيره در ان جوشيده باشد تر كرده باشند و بر فم معدهء رحم او نهند و تا ممكن بود به همان شكل به پهلو خسپيده باشد و همچنان هر ساعت محجمه نهند و پيوسته عطرى قوى مىبويد و غذا شورباهاى قابض كم ترشى مىخورد و از آب و سرديها و چيزهاى نرم لغزاننده پرهيز مىكند و ضمادهاى قابض مىنهند كج با زردهء تخم‌مرغ بر حوالى ناف و پشت و قطن چندانكه معلوم شود كه فى الجمله قرار يافت انگاه به احتياط در آبهاى قابض مذكور تا بناف مىنشيند و يا بر ضمادها و نطولها و قابض به كار داشتن بر قطن و ناف و حوالى آن جهت احتياط اقتصار مىنمايد و بچه‌دان سگ و گرگ را خشك كرده و سوده هر روز دادن مفيد بود و آنجا كه رطوبتى لغزاننده باشد تراكيبى كه مناسب آن بود و آن لازم باشد و در قوابض مجففات رطوبت داخل بايد ساختن واجب بود رتق اين بستگى منفذ فرج بود چنانچه منع دخول كند و سبب اين يا غشاى قوى باشد بىمنفذ كه بر دهن فرج از اصل مخلوق شده يا بواسطهء روئيدن قرحه پيدا آمده و صاحب اين علت را كه اصلى بود رتقا گويند و زنان باصطلاح خويش رومىبند خوانند و رتق غشاى بود گاه بود كه آن مقدار بدرون باشد حشفه را مانع نشود و باشد كه بكثرت مجامعت آن مقدار باز پس رود كه نصف قضيب در ان و هرگاه اين علت رتق بالغان را پديد آيد بواسطهء روئيدن گوشتى چنانچه منفذ خروج حيض نماند انواع مرضهاى ايشان را بسبب انتشار ماده حيض در بدن دست دهد زنى فرج كنيزى را بسيخ سرخ داغ كرده منفذ فرج كنيز