بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
533
خلاصة التجارب ( طبع قديم )
بعد روئيدن ريش بالكل مسدود شد و آن كنيز ضعيف و مرتاض بود سالها تندرست بود بهتر و بيشتر از اوقات ماضى علاج در جمله اين جز دستكارى چاره نباشد و اول بكافتن بود و رثق غشاى اغلب آن بود كه نارسته شود و منع آبستن آن بعد شگافتن بادخال ميل اسرب و حفظ آن دايما و بتدريج قوىتر ساختن ميل تا به حد لائق گمان بود اگرچه صعب باشد و گوشت را بعد شگافتن بادخال بلته به شراب قابض و روغن زيت فاتر كرده منع بهم رستن بايد كردن و مرهم اين بيرنگ اسرب نيك باشد و دستور اين شق كردن جراحان استاد نيكو دانند و آنجا كه منفذ حاصل نشود از انتشار مورد طمثى بيم بود پيوسته تنقيه و ارتياض تدارك آن بايد نمودن و اللّه اعلم اماس رحم اين اغلب گرم بود و سبب آن يا سقطه بود يا ضربه يا غلبهء مجامعت عسر ولادت يا زور قابله در ان به همين يا احتباس طمث يا منى يا نفاس يا رسيدن سرماى حبسكننده مواد و مانع تحليل بدان محل علامت آن تپ لازم و قشعريره در اكثر اوقات بود و گرانى و درد محل و ضربان ورم و برآمدگى آن از خارج يا داخل باشد كه سبب مشاركت معده كرب و غثيان و خواق رنجه دارد و باشد كه بسبب مشاركت دماغ صداع يا فوج و درد گردن اصل و درون چشمها حادث گردد و باشد كه بسبب مجاورت و مزاحمت آن با روده و مثانه بول و باد و براز حبس شود و از سواد لون روى زبان و عرق اطراف خالى نباشد و گاه بود كه آواز نتواند كردن در قوت مرض و باشد كه غشى و يا تشنج حادث گردد و هرگاه دبيله شود اين اعراض اشتداد يابد همچنان پيه در سرطانى و بوقت نضج و انحطاط امراض كم شود چنانچه مرارا بدان ايما شده و چون صلب گردد و طمث گاهى توان دريافتن و درد كم باشد و بول و براز حبس شود و تن و ساقها لاغر شوند و ضعف غلبه كند و باشد كه شكم بزرگ شود همچو شكم مستسقى و ورم هرگاه در جانب پيش رحم يا در فم رحم بود درد و ضربان در زهار پديد آيد و درد فم رحم بسيار باشد و هرگاه ورم در جانب تقاى رحم بود درد و ضربان در قطن پديد آيد و چون در قعر رحم بود درد و ضربان بناف بازدهد و بهر حال مريض بر جانب ورم خفتن نتواند و در جمله برخاستن و نشستن بدشوارى تواند و امّا در ورم بلغمى چنانچه مرارا گفته اين امراض از حمى و ضربان و امثال آن نباشد و درد و گرانى و برآمدگى محل ورم آن گواهى دهد و درد كمتر از آن بود كه در ورم گرم و لمس ظاهرست و عانه و حوالى آن و عضلهاى شكم