بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

531

خلاصة التجارب ( طبع قديم )

اين حالتى بود شبيه باستسقاى طبلى با قراقر و نخس و ضربان بود و باشد كه حركت آن از طرفى به طرف ديگر محسوس گردد و تمدد كند و تمدد آن بيشتر در زهار و كش رانها بود و باشد كه بران فروآيد و باشد كه بران فروآيد و باشد كه بحجاب و معده برآيد و از تكميد تسكين يابد و باز عود كند و بسيار بود كه صاحب آن درين علت تا آخر عمر بماند و علاج قبول نكند بتخصيص كه باد در ميان تويهاى رحم باشد و سبب اين علت ضعف مزاج رحم باشد و آن علت از ضرب يا سقط يا زور ولادت و قابله افتد و باشد كه از سرماى كه بفم رحم رسد و سوء المزاج سرد بران مستولى گردد و ضعيف شود و تحليل ماده سبب ريح نتواند كردن و خوردن چيزهاى بادانگيز بر تن اعانت نماند و ممكن بود كه باد بواسير بدانجا انتقال كند و دير ماندن آن ازين جهت باشد علاج جمله تدابيرى كه در ريح مثانه گفته شده و بعضى از آنچه در ريح معده و استسقاء طبلى مبين گشته اينجا نافع آيد ليكن آنجا چيزها در احليل چكانيدن حاجت نبود و در رحم بايد چكانيدن و نهادن و تنقيه بايارج و احتقان بچيزهاى بادشكن و محلل كمر را بسى منفعت رساند و بادهاى باسورى را هم بدستورش تدبير بايد كردن انقلاب رحم سبب باز كردن رحم يا تعبى و قوتى عظيم بود كه برحم رسد از زور ولادت و تهور قابله و صحت قوى و ضربه و سقطه و چيزى گران برداشتن و امثال اينها و يا خوفى عظيم بود كه بيك‌بار به دو رسد از مرى يا مسموعى و يا غلبهء رطوبت لغزاننده بود كه روابط است سازد و آن را فرولغزاند و باشد كه روابط آن بقرحه خورنده خورده گردد و آن بالضرور فرود آيد علامت اين علت گاهى كه تمام بيرون نيفتاده باشد آنست كه از اندر زهار و معده و پشت و حوالى آن در وى عظيم باشد و چنان دريابد كه گوئيا چيزى در عانهء وى جمع شده و ايستاده و اندك گرانى مىكند و قابله و صاحب علت آن را بانگشت تواند دريافتن و صاحب آن را خوفى بىسببى حادث گردد و باشد كه اين درد بشب آيد و باشد كه رعشه تولد كند و باشد كه بول و براز بازگيرد جهت ذكاتى كه تمام در باطن آن ظاهر گردد و اعراض منفذ رحم ناپديد شود و چون غير ازين باشد منفذ رحم را توان ديدن گشاده و فروتر آمده علاج آنجا كه مرض كهنه شده باشد و يا صاحب آن پير بود و يا رابطهاى آن از جانبى خورده شده باشد بجاى باز ايستادن آن ممكن نباشد و آنجا كه بخلاف اين حالها باشد نخست رودها را بحقنه نرم و مقوى از ثفل پاك بايد كردن تا مزاحمت