بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

527

خلاصة التجارب ( طبع قديم )

هم نافع آيد و گل سرشوى يا گل ارمنى فقط پيوسته غالب انفع از جمله بود و بعصاره‌ها خمير كرده بسيار مسكن حكه و سيلان باشد و در اكثر امراض زنان اعتماد بر جانب تجارب عجايز بيشتر بود و آنجا كه سبب سقط يا ضربه بود اول فصد باسليق بايد كردن و بعد از ان در تدابير ازالهء كوفتگى رحم بدستور كوشيدن انگاه منع خون بخورانيدن حوابس مذكوره از فادزهر و عصارهء خرتوله و غيرها كردن و آسايش و آرامش جستن و امّا سبب احتباس طمث در غير وقت آبستنى اغلب سده بود در منفذ رحم يا در عروقى كه تغذيه جنين مىكنند در رحم و دفع فضلات دم كه مادهء حيض آنست بدانهاست و موجب سد منفذ رحم يا ورم عضوى مجاور با پيه ترب و يا روئيدن گوشتى بران منفذ از قرحه و غير آن و يا برآمدن ثولوى و اشباه آن و يا بر وى كه از خارج بدان رسد و اين حال هنديان را در زمستان بسيار افتد چون هنوز بهواى اين ممالك معتاد نباشند و موجب سد عروق يا غلبه كردن سوء المزاج بارد ساذج بود بر بدن كه باجماد مواد بدان فعل پديد آيد و يا غلبهء سوء المزاج حار خارج است كه يا مراق آن رطوبات دم آن فعل كند و يا سوء المزاج ساذج گرم و خشك كه به خشكى عرق را نيك سازد و جمله اين نوع سده عرقى مردم بغايت لاغر را افتد و گاه بود كه كه به جهت غلبگى گوشت و غلبهء هضم آن مر خون متولده را و عدم حصول فضله بدان جهت حيض باز ايستد و يا بسبب كمى خون و احتياج بدن فضله پديد نيايد و حيض باشد علاج آنجا كه سبب ورمى بود علاج ورم بدستورش بايد كردن و آنجا كه سبب غالب پيه باشد و لاغر كردن او بدستور بايد كوشيدن و ميان بسته و پياده بر كوه و تلها رفتن بناشتا پيه را كم سازد و به شرطى كه گوشت و چربى بغايت كم خورند و آنجا كه سبب روئيدن چيزى بود بر منفذ رگ علاج گشادن اولاد بود مرضهاى متوقع آن را بديگر كيفيتها و مراعات خوردن و آشاميدن و رياضت و غيره تدارك بايد كردن و تدارك آنجا كه سبب برد خارجى بود بگرم كردن و تغير فصل سرما تدارك پذيرد و آنجا كه سبب سوء المزاجات باشد بدستورى كه مرارا مبين شده در تعديل و تبديل مزاج و فربه ساختن بايد كوشيدن و بعد رفع تدبير آن او را حيض بادويه و اعمال كه مذكور مىگردد كردن و آنجا كه سبب