بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
506
خلاصة التجارب ( طبع قديم )
پنجنكشت و جوزبواست و ماليدن روغن مصطگى و دهن الراحة و روغن زيره و روغن بابونه و امثال آنها و ماليدن بر پشت و كمرگاه و مذاكير و درون مقعده بتخصيص بوقت خواب و خوردن غذاهاى كم نضج نرم گرم چرب بتخصيص شير برنج و خرما و آنچه بدان نزديك بود و ترك آب بكم خوردن و دور بودن از خوردن و استعمال كردن سرديها و تريها به تخصيص در طرف شب و گرم داشتن پشت و اسافل در شب و در دهن گرفتن جوزبوا شبها تا صباح و سوارى كردن معتدل و كثرت استحمام و مباشرت در هفته يك نوبت يا دو نوبت شخصى سى ساله بود و اكثر شبها دو نوبت و سه نوبت احتلام شدى و در پشت و كمرگاه دردى اندك هم داشت و در مباشرت بسى ضعيف بود برادر من حضرت شاه شمس الدين او را مداومت خوردن بلادر بر بالاى طعامهاى مناسب فرمود و از ترشيها و سرديها و آب بسيار خوردن منع كرد نافع آمد او در اوايل يك بلادر با كنجد كوفته بقانون مقرر خوردى و به آهستگى زياده كرده چنانچه سالى را بدان مرتبه رسانيده بود كه روزى كه بلادر يافتى ده عدد خوردى و ازين مداومت قوت عظيم پيدا كرد چنانچه بعد دو سه سال دو زن خواست و هر دو ازو شاكر بودند و فرزندان پيدا كرد سرعت انزال با قرب عهد مباشرت سبب اين اغلب ضعف قوت ماسكه اوعيه بود سبب غلبهء رطوبت و غلبه يافتن لذت و سستى گرده و معده و گشادگى مجارى و خامى منى و ترى دماغ و فى الجمله جذب محل بدخول فيها هم بدان اعانت نمايند و آن را كه اين حال با ضعف نعوظ و قلت شدن آلت افتد دماغ و اعصاب وى هم ضعيف باشد و زنان هيچكس را ازين دشمنتر ندارند و بعضى را اين علت بدان مرتبه بود كه به مجرد رسانيدن به محل قبل از دخول انزال شود و چون اين حال با عدم نعوظ افتد صاحب را عنين گويند و چون سستى مادرزادى باشد آن عنين حقيقى بود نه عارضى و باشد كه سبب سرعت ، رقيقى منى و حدت آن و قوت داقعه بود بوقت بيرون آمدن سوختن مجرى و تُنُكى قوام آن شاهد آن بود علاج آنچه مجربست تنقيه رطوبات فاضلهء بدنىست بقىء و غيره و مداومت آنچه در كثرت احتلام گفته شد و آنچه در ضعف ماده گفته شود شخصى چند را اين حال بود بمداومت افيون و برش عياد و معجون پنجنكشت و انقرديا