بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

507

خلاصة التجارب ( طبع قديم )

و ماليدن روغنهاى گرم قابض منفعت عظيم يافتند و چند شخص ديگر بمداومت حب الشفاى بزرگ و حافظ الصحة همچنان و حلواى تاتوره منفعت عظيم يافتند و بدان رسيده بود كه از قلت منى و دير جدا شدن برنج بوده‌اند و تقويت گرده و خصيه و اوعيه در جمله اين نوع امراض اصلى كامل است و بعضى تجربه كرده‌اند كه چون در حين اقتدار بر امساك لحظهء در مباشرت و ابتداى وقوع لذت خود را بازكشند و ترك كنند چندانكه نعوظ و خيال آن بر طرف شود ديگر باره اشتغال نمايند و چون بقرب انزال رسد ديگر همچنان بازايستد از حركت با نعوظ باز به قوت شود و به محل ميل انزال ديگر بار خود را همچنان منع كنند بدين ممارست قوت عظيم در حفظ و منع آن منى حاصل شود و بدين فعل محبت عظيم ميان زن و شوى كه آن موجب نيكى توالد و نظام امر معاش‌ست پديد آيد و اگرچه اين فعل هم حدوث ورم خصيه است ليكن بسيار هم بخير گذرد و بايد كه اين فعل بعد تقويت مذكور كند تا بقاى واصلى باشد و اللّه اعلم خون آمدن با منى سبب اين ضعف هاضمه خصيه بود كه خون تمام سفيد نساخته بادعيه فرستد علاج تقويت كردن خصيه است و نهادن خصيها در روغن مصطگى و راحت و امثال آن نافع بود شخصى مجرد سى ساله بود هرگاه او را احتلام افتادى پنداشتى كه اهارىست كه اندك صبغ معصفر با آن آميخته‌اند و با آن وحشتى ديگر نداشت عذيوظ اين علتى بود كه صاحب اين كثير الشبق بود بوقت انزال براز او بىاختيار بيرون آيد بخلاف سائر اوقات عم ما غلامى هندى داشت كدخدا ساخته و او را در حين انزال بول منى دفع شدى و ميان او و زن بدين جهت مفارقت شد و سبب غذيوظ مسترخى شدن عضله مقعده باشد از افراط لذت و در حالت ديگر هم ممكن بود كه عضله ممد مثانه از فرط لذت مسترجى گردد و وسعت مجارى و نرمى شكم درينباب ممد باشند علاج در تقويت عضلهء مقعده يا مثانه بايد كوشيدن بماليدن روغنهاى قابض و در آبهاى قابض و آب معادن غالب نشستن و قبل از مباشرت بول و براز دفع كردن و مخدرى خوردن و ماليدن بر مقعده و مذاكير در وقتى كه معده خالى بود نزديكى كردن و با عروبت اعتبار نمودن و اللّه اعلم كثرت نعوظ بىشهوت بدانكه موجب نعوظ مطلقا بادى بود كه از بخار منى يا از بخار اغذيه و غيره يا از مجموع برانگيخته شود و بمنافذ قضيب درآيد و روح