بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

505

خلاصة التجارب ( طبع قديم )

سه چهار سال كه بران ملازمت نمودند با وجود كه اكثر اوقات سوارى مفرط و سفر گرم و كدخداى متعدد داشتند و مباشرت هم بافراط مىكردند و كسانى را كه علت نو باشد زود نيك سازد بتخصيص كودكان و مرطوبان را و فربه ساختن بدن در اثناى اين تدابير بغايت ممد و معين بود و در ضيق مجرى رعايت قوانين محكم داشتن چوب بر مجرا در حين حركات و حفظ ممر ازيد فرود آمدن روده و غيره بدان و در اوقات مهمات گاهى كه چوب تخطه بايد بستن بتجربه حاصل مىشود و بمزيد نسبت محتاج نيست و اللّه اعلم كثرت احتلام بدانكه احتلام واقع شدن انزاليست در خواب از مشاهدهء مباشرتى يا امرى لذت‌آورنده و ابتداى بلوغ ازين حال‌ست و گاه اين امر دير دير اتفاق افتد طبيعى بود چون نزديك افتد ضعف آورد و مرضى باشد و بعضى مردم را چنان افتد كه در هر هفته يكدو شب اين حال يك نوبت و دو نوبت و سه نوبت واقع شود و بعضى را چنان باشد كه در اكثر شبها يك نوبتى احتلام افتد و امثال اين و سبب كثرت احتلام گرم و رقيق شدن منى بود از توجه بخارات بدنى به داخل اندر خواب و بر رفتن بخارات منى گرم شده بدماغ و دل و انگيختن خيالات مناسب آن و ضعف شدن دل و دماغ از وصول آن بخار و دفع طبيدن ادعيه آن منى گرم را و ضعف ماسكه بسبب ضعف كرده آن اعضا و آن را كه مزاج سرد و تر باشد و گرده ضعيف و دماغ و در خواب اين ضعفها برو غلبه كند و اين حالت برو بيشتر پديد آيد و اغلب مردم كثير الاحتلام بدين سببها ضعيف شهوت كه سريع الانزال باشند و بعضى مردم ضعيف شهوت كم نعوظ كم قدرت بر جماع را چنان افتد كه به مباشرت انزال نشود و يا بغايت دير واقع شود و مع ذلك در خواب محتلم شوند و جمله موجب اينها جمود منى ايشان باشد و گرم و رقيق شدن آن از ميل حرارت به داخل در خواب چنانچه بدان اشارت كرده شد ليكن آن‌چنان كسان كثير الاحتلام باشند علاج اصل در تدبير اين علت تقويت اعضاى رئيسه و معده و گرده بود و آنچه درينباب نفع آن مجرب است مداومت خوردن پرورس و مهارس و كبسى و حب الشفاء حلواى تاتوره و بلادريات و حافظ الصحة و دواء المسك و مزيد العمر و نوشدارو و حلواى جوز ماثل معجون الخبث و معجون