بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

491

خلاصة التجارب ( طبع قديم )

و چيزهاى گرمى و خشكىفزا او را منع كردم و همه تدابير ترىفزا بگرمى مائل يا بسردى مائل مقرر داشتم و بر جگر و مراق مداومت طلاى خنك و مقوى مثل عصير كاسنى و گل سرخ سرد كرده فرمودم و درين اثناها از علاج باد باسور هم بعضى كردى به همين تدابير در چند ماه بهتر شد و گاهى چند ماه بر طرف نشدى بتخصيص در خشكى هوا باز باز از ترك علاج و خوردن چيزهاى نفاخ و حركتهاى عنيف كه لازم كوهستانيان‌ست پديد آمدى در بهارها او را رگ باسليق فرمودى و بعد از ان تدابير مذكوره زودتر اثر كردى و چون كم شدى مداومت خوردن فادزهر و موميائى و دوغ فرمودى و نشستن در آب سرد و در تابستان هر روز چند نوبت ملازمت كردى بدين تدابير صحت يافت بسته شدن خون در مثانه هرگاه بول خون بيك‌بار بازايستد و از پى آن كرب و غشى و سردى اطراف و عرق سرد و غثيان پديد آيد ببايد دانستن كه خون در مثانه بسته باشد جالينوس گويد كه از بسته شدن خون در اعضاى ميان تهى درونى چون معده و روده و مثانه سينه با اين علامات مذكوره حمى بارده با نافض هم پديد شود بواسطه فاسد شدن آن خون فشرده و حدوث كيفيت سميه در وى و رسيدن آن بمعده و دل و اين فشرده شدن خون هم طارى شود بواسطهء فاسد شدن آن خون فشرده و كيفيت سميت در وى و رسيدن آن بمعده و دل و اين فشرده شدن خون در مثانه مخصوص بقسمتى از سبيل بول الدم نيست بلكه بهر وجهى كه خون صرف بمثانه آيد وقوع اين مرض ممكن باشد علاج آنچه جهت تحليل و تقطيع خون فشرده در معده گفته شده و همچنين آنچه جهت ريزانيدن سنگها مذكور شد جمله علاج اين مرض باشد و گاه بود كه خوردن سكنجبين عنصلى فقط اين منفعت رساند و آنچه نفع آن را هم اينجا عجب يافته سواى تدابير مشار اليها خوردن جگر خشك كرده خرمت و زهرهء سنگ پشت هركدام ازينها را كه يابند در آب خاكستر زر يا قيصوم يا در طبيخ سداب يا در آب نخود سياه و هرگاه بخورانيدن دوا و مدرات بينند كه نفعى مطلوب است حاصل مىشود مبالغه نكنند كه خطا بود و آن را بتدابير ديگر مثل ضمادهاى ريزاننده و حقنها و ملين و محلل و اشباه آن تدارك نمايند و اللّه اعلم سلسل البول سبب بيرون آمدن بول بىاراده گشادگى مجرى و غلبهء خوردن مدرات بود چون خربزه و شراب رحيق يا بردى بود كه از خارجى به پشت و اسافل و عضله و فم مثانه رسد و در عضلهء مثانه عذرى