بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

490

خلاصة التجارب ( طبع قديم )

و دوشاب بدستور كاجى پخت و خورد صحت يافت اما خون صرف بوقت بول كردن سبب ظهور خون صرف غالب بىريم در وقت بول بىآنكه در براز باشد اغلب گشادن سر رگ باشد در حدود كرده و موجب آن انفتاح يا سستى جرم عرق بود از جهت غلبه كردن مزاجى تر بر آن و يا حرارت و حدت خون آن موضع بود كه قوت ماسكه عرق از حفظ آن عاجز آمد و اغلب سبب غليان و حدت آن موضع غلبهء حرارت كرده بود بمعونت حرارت كبد و آلات بول و يا بادى بود كه از حرارت كرده اولا در عروق حادث شده باشد و به حركت سر رگ را در منفذ گرده و مثانه گشاده و بتجربهء اين نوع را غالب و مزمن يافتم موجب آن باد بواسير دانستم و علامت هر سوء المزاجى چنانچه مرارا مبين شده ظاهر بود و درين دو قسم اخير با سائر دلائل خون بغايت گرم و تيره باشد در اول كمرنگ و سرد بود انفتاحى كه از ضربه و اسقاط و تمدد و غيرها واقع شود چون آن را امتدادى كم واقع بود خارج ازين مبحث باشد ليكن در معالجات كه اينجا بدان اشارت مىشود جهت آنها آنچه مناسب باشد اعتبار بايد كردن و با تدابير اسباب آنها خلط كردن و آنجا كه سبب سستى عرق از رطوبت بود يا حدث خون و اشباه آن از تدابيرى كه در نفث الدم و قى الدم و رعاف و امثال آنها گفته شده آنچه لائق بود اختيار بايد كردن و آنجا كه سبب باد بود در دفع گرمى گرده و دفع باد بايد كوشيدن و بعضى ازين مذكوره را تدابيرى كه از جهت باد باسور گفته شد التفات نموده خلط بايد كردن و در جمله احتياط بايد نمودن كه ما دام كه تقليل ماده و جذب آن بجانب مخالف شده باشد بفصد و غيره حوابس قوى ندهند كه مبادا در درون بسته شود و از ان وحشتها پديد آيد و بعضى از اهل تجارب گفته‌اند كه هرگاه كه مشخص شود كه دهن رگ در حوالى گرده از چه محل گشاده شده است هيچ تدبيرى بهتر از داغ سوختن بران محل نيست يا ريش كردن آن محل بنوعى كه مدتى چرك رود آنگاه حوابس نيز دادن تا مقصود نيكو بحصول پيوندد جوانى گرم و خشك مزاج كثير الجماع رنج بر كوهستانى را كه باد بواسير گاهى رنجه داشتى اين علت پيدا شد و من آن را از گرمى گردهء او دانستم او را مداومت خوردن اشياى ترش چون غوره يا سماق يا رؤس يا زرشك يا به گوشت بزغاله و مجروس و سر و پايچهء گوسفند فرمودم و همچنين مداومت ماليدن پيه گرده به زير كمرگاه او را از كدخداى و كارهاى شاق