بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
481
خلاصة التجارب ( طبع قديم )
آن را كشيدند و برآورند خلاصى يافت و در احليل چكانيدن مغز عكه در طبيخ خشك يا خمر حل كرده و همچنين سنگ يهود را بسى منفعت بخشد و صلايه كرده آنها را بر فتيله كاغذ بغدادى آلائيده در احليل فرستادن هم مفيد بود و ماليدن روغن در آرسنج و خورانيدن جعل خشك كرده سوده هم سنگ مثانه را آزموده است و بزعم من طلا كردن تيزاب مدبر نرم ساخته بر مثانه بايد كه بسى نافع آيد و آنجا كه از زور سنگ در گرده يا مثانه ورمى پديد آمده باشد ما دام كه تحليل آن نكند بدفع سنگ نهپردازد و آنجا كه از زور سنگ و حبس آن در محلى وجعى سخت متولد شده باشد فلونيا و امثال آن بايد دادن و در طبيخى مناسب يا بافيون تسكين وجع كند و بديگر ادويه سنگ را بريزاند و آنجا كه از گذشتن سنگ بر مجارى تهبجى در ان موضع پديد آيد و آمدن خون بدان گواهى دهد فى الحال فصد باسليق بايد كردن تا از ورم امن شود بعد از ان تدبير جراحت بدستور كردن در آنجا كه سنگ مجرى قضيب بازماند و درد بيخ قضيب و گرانى سخت و حبس و عسر بول بدان گواهى دهد و بانگشت نيز توان يافتن و دانند كه بيرون نمىتواند آمد بايد كه مريض را به پشت باز خوابانند و يكى پايهاى او را بگيرد و برداشته بهر طرف جنبانند چندانكه سنگ بمثانه بازرود و اگر بر وضعى ناهموار درافتد و بيرون تواند آمدن پس نرمى لعابها كه او را در آن نشانند و تقطير كنند بيرون آورند باشد به انگشت توان دريافتن ناهموارى آن را و بدان عمل توان آن را بازپس لغزانيدن و ملاحظه كردن چندانكه باندام در مجرى آيد و اگر بدينها بازنگردد عنف نكنند كه از آن بيم ورم بود و بقاثاطير آن را بازگردانند و مفتتات و آبزن نرم به كار دارند تا ريزه شده برآيد و اكثر اين اعمال جز با مردم رسيده نتوان و اگر سنگ بزرگ باشد و بدين اعمال چارهء آن نمىشود و بيمار را خطر است چاره جز شگافتن نباشد و در آن نيز چندان خطر بود چه اطفال را قوت آن نباشد و زود باشد كه هلاك شوند كهلان را هم بيم تولد فلغمونى بود و اگر از آن برهند جراحت ايشان يمكن كه اصلاح پذيرد و من ديدم يكى را كه در جوانى شگافته بودند و محل شگاف رسته نشده بود و سالها زنده بود جراحى استاد را ديدم كه سنگ از مثانه بيرون آورده بود مقدار جوز بزرگ و سيب كوچك بعضى از آنها رسته بودند ورم مثانه حدوث ورم درين عضو كم بود جهت استحصاف جرم و ضيق عروق آن و آنچه واقع شود گرم بود و اسباب آن هم اغلب ميل مواد بود به محل و به جهت كوفتگى و اسفال مادهء حدوث و ورم سرد هم