بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
480
خلاصة التجارب ( طبع قديم )
درست و بيدست و پاى و سرگين كبوترى كه تخم كتان خورده باشد با وزن آن شكر ضم كرده نيم درم در آب سرد دادن سنگ اطفال را بريزاند و يك درم سنگ بزرگان را نرم كند و سوخته عقرب هر بامداد از قيراطى تا دو قيراط مردم رسيده اندر طبيخ پرسياوشان بخورند سنگ دفع شود و كودكان را با قيراطى دهند و نيم درم از بوره ارمنى بعسل سرشته در آب ترب سه روز بخورند سنگ گرده و مثانه دفع شود باذن اللّه تعالى گويند شخصى در طبيخ كرنب مىنشست و هر روز يك اوقيه مغز تخم خربزه كوفته با شكر مىخورد و غذاى لطيف و نرم به كار مىداشت به همين سنگ مثانه ريخت و پاك شد و ماليدن روغن عقرب بر مثانه از زهار تا كش ران و در احليل چكانيدن و بحمول به كار داشتن سنگ مثانه را بريزاند و در حقنه اندكى كردن بر كمرگاه ماليدن مكررا سنگ گرده را بريزاند اندكى در حقنه كردن و در كمرگاه ماليدن و اندكى از ان خوردن هم منفعت دهد و خوردن مغز عكه و يا مغز عكه و يا مغز كلاغ پير خشك كرده مقدار نخودى كلكى مردم رسيده را با قدرى نبات سوده سنگ گرده و مثانه را بريزاند و بغايت قوى بود عورتى را در هرات بول سنگ مثانه حبس شده بود و ازين خورد و صحت يافت و مردى ازين غالب خورد و بولش بگشود و بعد از ان بىاختيار رفتى و طلا كردن عقرب سوخته بر زهار هم بغايت مفيد آيد شخصى را اين سنگ بود و بولش بند شده جوكى فرمود كه حب خروع جوكيه با پوست كردند بريان و نرم و گرم سودند و بر پنبه پهن كردند و عقرب سوخته بر روى آن پاشيدند و بر زهار تا قضيب طلا كردن كرم و هر ساعت ديگر گرم مىكردند به همين سنگ ريزه شده و با بول برون آمد و اطفال و كودكان را خود بغايت نافع آيد و بعد نشاندن در آبزن از چيزهاى نرم لعابى ترتيب داده نفع آن عظيمتر بوده و من چند كس را مداومت نشانيدن در طبيخ خطمى و خوشنظر و خسك و بابونه و چرك و تخم كتان و معصفر كوفته و چرب داشتن بروغن كتان و در احليل چكانيدن روغن عقرب فرمودم و ازين مرض خلاصى يافتند كودكى ده ساله را در همدان هفتهء بول بند شده بود شخصى فرمود كه بيخ علفى كه از ان حصير مىبافند كوفتند و عصارهء آن يك اوقيه به او خورانيدند و غالب زان جوشانيده او را در آن ميان نشانيدند سنگ جدا شد و بمنفذ خروج آمد و درد سخت بگرفت او را و در قضيب او بازماند چنانچه پيدا بود سوزنى گرفتند و سر او را قلاب كردند و بدان قلاب