بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

474

خلاصة التجارب ( طبع قديم )

اين اورام مريض را بر جانب عضو متورم خفتن دشوار بود و هرگاه بر جانب مخالف آن خسپد چنان پندارد كه چيزى گران از محل ورم آويخته ايستاده است و پشت باز خسپيدن او را آسان باشد و درد ورم گرده راست از جانب راست و نزديك جگر محسوس گردد و باشد كه در ورم جانب چپ از نزديك مثانه دريافته شود و هرگاه ورم عام بود بر هيچ جانب نتواند خفتن و درد از هر طرف محسوس گردد و باشد كه در ورم داخلى آن بول بالتمام بازگيرد و علاج آن بدير ميسر گردد و گفته‌اند كه سفيدى و غليظى بول با تپى نرم بىآنكه اسهالى باشد يا مغلظى و خشطى واقع شده بود يا آفتى و وحشى در دماغ و احشا واقع باشد مقدمهء حدوث اين مرض بعد جهت تشرب كردن مواد آن اقامت را علاج بدانكه اصل عظيم در تدبير اين ورم حفظ آنست از صلب شدن و در تعديل قوام مادهء آن بغايت كوشيدن زياده بر مراعات سائر اورام اعضا چه اين عضو معدن تولد سنگست و سخت گوشت واقع است پس طبيعت آن تحليل لطايف مواد و تعقيد كثايف آن را بغايت قابل باشد و باندك مددى آن فعل بظهور رسد و بموانع قويه از ان بازايستد هرچه مواد را افسرده يا كثيف گرداند به كيفيت يا خاصيت آن مقدار كه ممكن بود استعمال آن نشايد كردن و اطبا درينباب تا غايت احتياط فرموده‌اند كه آب سرد را كه در ديگر اورام در حين غليان حرارت اندك تجرع كردن تجويز كرده‌اند اينجا جز بمزيدن قطره‌هاى كه از كوزهء نو برآيد رخصت نداده اند و آن نيز به شرطى كه بغايت سرد نباشد و استعمال ادويه حاره محلل لطائف و باردهء مخدر را از داخل و خارج هم بدين قياس بايد نمودن و قوانين مراعات اوقات مرض و تنقيه‌ها و استعمال غذا و شربت و دوا از خارج و داخل مناسب و هر خلطى و لايق هر شخصى همان نوع است كه سابقا در ورم معده و جگر و غيره مبين شده و بالجمله در تعديل قوام و مزاج اين ماده و اصلاح ورم چند رعايت بايد كردن يكى آنكه اينجا از مدرات قويه ما دام كه تنقيه كرده و مثانه از بقاياى چرك قرحه ورم احتياج نيوفتد ندهند جهت تحريك كردن آن مواد را و رسانيدن عجل مرض و مضرت يافتن از برخواستن بتقاضاى بول هر لحظه و در كم دادن آب اين مصلحت‌تر مرعى بود ديگرى آنكه مسهل قوى اصلا استعمال نه‌نمايند جهت وقوع سده قوى جنبانيدن