بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
469
خلاصة التجارب ( طبع قديم )
پيش بايد گرفتن و اللّه اعلم باد حوالى گرده علامت اين آنست كه در كمرگاه دردى و تمددى بيكرانى و در حين گرسنگى زيادهتر گردد و شب برو بالاتر رود و هضمى با آن نيكو بود و گاهى مرتفع شود و باز عود كند و فرق ميان اين و آن باد باسور ضعيف بدان كنند كه انتقال اين بدان مرتبه نباشد و اغلب اين نفح مراق بود كه بدين منتقل گردد علاج اين حذر كردن است از مولدات باد و استعمال محللات مدر از داخل به خوردن و احتقان كردن و ماليدن روغنهاى محلل بعد چون روغن زيره و سداب و نهادن ضمادهاى بادشكن از آنچه در امراض ريحى مكررا مبين شد و اللّه اعلم سنگ گرده تولد سنگ در اعضا مطلقا حرارت قوى باشد كه مادهء بلغمى لزج غليظ كه اندر ان عضو بازماند است اثر كند و نشف رطوبات آن نمايد و متحجر گردد و من چنان دانم كه در ان موضع بواسطهء قابليت مزاجى و تدبيرات خارجى دخانى عاقد همچو بخارى كه در معادن احجار آن فعل مىكند پديد آيد و توليد سنگ كند و بدين جهت بعضى مردم را واقع شود و اين ماده متحجر گاهى از بوى هم خالى نبود و باشد كه اجزاى ترابى بسبب خوردن آبهائى لايى و اشتباه آن با اين ماده مخلوط باشد و بر ان اعانت نمايد و نادر آمده و خون هم در اورام صلب و متحجر گردد و بسيار خوردن چيزهاى غليظ لزج و خاكناك و حجريات و انفخه و آنچه عاقد بود و كثرت بملينات و قلت او را برين مرض اعانت كند و در هر آن اين سنگ بود بتخصيص پيرانى كه فربه باشند جهت مضعف قوت دافعه كرده و غلظت و لزوجت ماده و ضيق منافذ فلهذا در كودكان فربهى مزاج و كم گوشت و جوانان لاغر سنگ كم تواند پديد آمدن جهت قلت آن اسباب در ايشان و جوانان و كهلان قوى اندام سخت گوشت را كه رگها باريك بود چيزهاى غليظ و مدر باهم بسيار خورند هم اين مرض طارى شود و در بلادى كه آن هواى سرد باشد و بر نهج مذكور بود خورش ايشان اين مرض بسيار متوقع باشد و در بلادى كه هواى آن بگرمى مائل باشد خربزه و خيار بسيار خورند اكثر آن مردم ازين مرض ايمن باشند و سنگ گرده بزرگ نباشد جهت تنگى منفذ آن و رنگ آن بسرخى مائل بود جهت ضعف گرده از پر آب از خونى كه غذاى وى باشد تولد سنگ اندر هر دو گردد بيكبار ممكن بود و بعضى مردم باشند كه ايشان را اين مرض بسيار افتد و توليد آن راه بيرون آمدن آن را هم نوبتى باشد ميان شش ماه و سالى و اين مرض خواه در گرده باشد و خواه در مثانه و ميراث