بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
470
خلاصة التجارب ( طبع قديم )
در فرزندان پديد آيد همچو سائر امراض متواترات علامت حدوث آن در گرده آنست كه در بول چيزى همچو ريگ ريزه سرخ يا زرد مترسب شود گرانى متواتر و خليدنى در قطن و دردى در گرده بىتپى مىباشد و بوقت امتلاى روده از ثفل و باشد كه همان جانب در ان حذرى پديد آيد و آنجا كه درد يا رسراد پديد آيد بعد ظهور علامات سنگ دل بود بر آنكه سنگ در مجارى بول باز مانده است و چون آن وجع سكون يابد محقق گردد كه از مجازى بمثانه نزول گردد و بدانكه چون مدت تولد سنگ دراز باشد وجعى كه از ان اندكاندك زياده گردد به مدت دراز غالب شود و در محل سنگ قرار گيرد و ابتداى آن از طرف بالاى محل قرار باشد و فرود آيد و بدانجا مايل بود به طرف پشت از جانب سنگ بدين اعراض از قولنج ممتاز بود و آنچه دلالت كند بر آنكه سنگ متولد مىگردد آنست كه بول غليظ و كدر باشد و بيكبار رقيق گردد و يا بول سياه بيكبار بىدردى و بحران مرض و تقدم مبالغى ظاهر مىگردد و بتخصيص كه صاحب آن پير و قوى و يا سخت گوشت و باريك باشد علاج آنجا كه مقدمات آن را دريابند نخست اسباب تولد مادهء آن را منع بايد كردن و مادهء آن را بقيهاى قوى اتم بمقيئات مناسبه بدفعات كم ساختن و از محل بازگردانيدن و بمسهلى مناسب بلغم غليظ دفع كردن و گرده را تقويت نمودن و پاك ساختن از بقيهء مواد غليظ بمدرات و غذاهاى لطيف دادن و آنجا كه سنگ متولد شده باشد هم بدين تدابير لختى مدد آن را اولا و كم بايد ساختن تا قوى نشود و كمتر گردد و ليكن آنجا كه به زور قى درد زياده شود قى نشايد فرمودن كه بيم تولد ورم بود بعد از ان بايد تدبير ريزانيدن و اخراج آن كردن بادويه منقيه قويه مدره و لغزاننده و نرم سازنده مجارى و ماده محجره مثل عقرب سوخته و حجر اليهود و روغن عقرب و خرگوش سوخته و پوست تخم مرغى كه بچه از ان بيرون آمده باشد و خاكستر شيشهء سوخته و خاكستر شاخ كرنب نبطى سوده و سنگ گرده و مثانه در بول تيس و جول « 1 » خشك كرده و نبات و خشك و قسط و حب بلسان و عود بلسان و روغن آن و حرشف و پرسياوشان و اسقوله قندريون و سنگى در ميان اسنيج يابند و روغن زراريح و مغز عكه و كلاغ پير و موزهء دواك و رازيانه و كرفس و برگ و تخم ترب خربزه و خيار و قثا و انگور و انجير سفيد و خل كبرى و بورهء ارمنى و مقل دوج و كاسنى و تخم خطمى و توت و خبازى و خوشنظر و خون خشك تيس چهار ساله كه آن را در اول صيف ذبح كرده باشند
--> ( 1 ) جعل جانوريست در سرگين مىباشد 12 منتخب